مرد جوان با اشاره به خانم محجبه ای که کنارش نشسته بود گفت مدتی است با ایشان آشنا شده ام و همدیگر را دوست داریم اما هنوز نتوانسته ام مادرم را که بعد از فوت پدر تنها تکیه گاهش من هستم برای ازدواج راضی کنم فرصت بیشتری لازم است اما از طرف دیگر پدر خانم تا اماده شدن مقدمات عقد دائم برای جاری کردن صیغه محرمیت رضایت ندارد ...دنبال راه حلی بود تا پدر دختر را به نحوی راضی کند.
پدر به درستی معتقد بود در صورت جاری شدن صیغه عقد موقت و بهم خوردن قرار ازدواج دخترش شرعا و از منظر عرف بیوه محسوب خواهد شد.
دخترخانم که بعدا معلوم شد فارغ التحصیل رشته حقوق هم هست ابدا چیزی نمی گفت مرد جوان گفت رابطه ما تنها بر مبنای علاقه است ایشان حتا حاضر نبود همین قرار 14 سکه بهار آزادی را به عنوان مهر قبول کند و فقط با اصرار من پذیرفت.
برای حل قضیه و کسب رضایت پدر سه سند تنظیم شد .
1- وکالت ازدواج از طرف مرد به خانم اعم از دائم و موقت با قید چهاده عدد سکه بهار آزادی به عنوان مهریه برای مدت دو سال
2- تعهد مرد جوان به عدم ازدواج با هر شخص (به استثناء مزاوجت با متعهد له یعنی همان خانم ) در مدت اعتبار وکالتنامه
3- رضایت پدر دختر خانم برای ازدواج دخترش با همان مرد جوان
پ.ن
به نظرم صحت و یا عدم صحت بند دو اجتهادی است ضمن اینکه با هیچ مقرره قانونی و یا کتاب و سنت مغایرت داشته باشد


...خاطرات دفترخانه