دوستی از همکاران وکیل دادگستری می گفت : تو سالن اتتظاردادگاه انقلاب روی نیمکتی نشسته بودم یک سرباز وظیفه با قد کوتاه و لاغر اندام همراه با دو متهم دستبند به دست کنارم ایستاده بودند .
صدای گفتگو و قرار و مدار سرباز را که معلوم بود بهره ای از سواد هم ندارد با دو متهم به راحتی می شنیدم ظاهرا اتهام هر دو شرب خمر بود بلاخره سر مبلغ توافق کردند وقرار شد که سرباز در قبال گرفتن بیست هزار تومان ( ان روزها پولی بود برای خودش) از هر کدام ترتیبی بده تا هر دوی تبرئه شوند.
سرباز می گفت هماهنگی های لازم را با قاضی پرونده انجام داده ام چون رئیس دادگاه باید ظواهر قضیه را حفظ کنه احتمالا از آنها میخاد تا به جرمشان اقرار کنند و شاید وعده بده که در آن صورت در مجازاتشان هم تخیفیفاتی اعمال کنه با این وجود آنها به هیچ وجه نباید زیر بار بروند و لازمه تا اتهام خود شون رو گردن نگیرند .
واقعیت آن بود که آن سرباز وظیفه بیسواد و یا کم سواد بخوبی می دانست که اتهام شرب خمر به صرف گزارش نیروی انتظامی در محکمه قابل اثبات نیست و لازمه متهم حداقل باید دو مرتبه در دادگاه اقرار کند.
فکر می کردم اگر این سرباز کمی سواد داشت امروز چه کاره بود؟!