تلفن زنگ زد تماس از طرف یکی از مشتریان قدیمی دفتر بود تقاضا داشت به یکی از دوستانش که برای انجام کاری به چند دفترخانه مراجعه کرده اما مشکلش حل نشده بود کمک کنم گفت زندگی زناشویی او با خانمش در خطر است و هرکاری که می توانم برای او انجام بدهم .
ساعتی بعد جوانی با قد و بالای رعنا و حسب ظاهر اهل بادی بیلدینگ و این حرفا در زد و وارد اتاق کارم شد خودش را معرفی کرد و گفت از طرف فلانی آمده بسیار مضطرب به نظر می رسید در همان حیص و بیص گوشی موبایلش به صدا در آمد با حالت التماس با طرف تماس که بعدا معلوم شد همسرش است صحبت می کرد ...چشم خانم ...حتما ...همان طور که خواستی ...
در مورد درخواستش پرسیدم با شرمندگی گفت خوب آقا می دانید بلاخره بین زن و شوهر اختلاف و دعوا پیش میاد من اشتباه کردم می خواهم تعهد بدم که من بعد دست روی همسرم بلند نکنم...
برغم عدم اجابت درخواستش از طرف همکاران درخواست او بلحاظ قوانین و مقررات مشکلی نداشت زیرا مردم حق دارند همه قول و قرارهای خودشان را در قالب اسناد رسمی تنظیم و از تعرض تشکیک و انکار بعدی محفوظ بدارند .
نوشتم :
حاضر این دفتر گردید آقای ....با مشخصات مذکور در فوق و بعد الحضور ضمن اعلام و اظهار پشیمانی متعهد شد من بعد در جهت تشیید مبانی خانواده تمامی تلاش خود را مبذول نموده و از هرگونه رفتار خشونت آمیز نسبت به همسرش جدا خودداری کند.
پس از تنظیم و امضای سند جوان با خشنودی و رضایت دفترخانه را ترک کرد.