به نظرم چگونه فهمیدن و درک ایماژ و طرح زندگی برای تک تک ما آدمیان مهمترین و در عین حال خطیرترین موضوعی است که با آن موتجهیم !

آیا انسان همچون مسافری که نقطه پایانی و مقصد نهایی او از پیش تعیین شده رستگاریش در گرو رسیدن به ان مقصد نهایی است و چنانچه به هر علت از نیل به آن غایت و هدف منظور باز ماند زندگی اش مهمل و بیهوده خواهد ماند .

و یا اینکه در طول عمر چندین و چند ساله یله و رها به خود واگذاشته شده تا در هر وادی به دنبال کسب لذت و ارضای خواسته های ریز و درشت و پایان ناپذیر خود باشد

و یا همچون رقصنده ای است که نه مقصدی معین و از پیش ترسیم شده دارد که وقتی در نیمه راه از حرکت باز ماند راه طی شده او بی حاصل ماند و نه آنچنان یله و آزاد که زندگی اش جز پوچی و بی معنایی حاصلی نداشته باشد.
به نظرم زیبا ترین و در عین حال با معنا ترین طرح و ایماز زندگی انسان رقصندگی است یعنی حرکاتی موزون و در عین حال زیبا که همه انات آن هم برای رقصنده و هم تماشاگران لذت بخش و شادی آفرین و با معناست حتی اگر هیچ گاه به نقطه پایان نرسد .