قبلا هم به دفترخانه آمده بودند اما نتیجه ای نداشت همسر مرد جوان می گفت در صورتی حاضر به ادامه زندگی با اوست که  مرد هیچ رابطه ای با خانواده خود نداشته باشد !

جوان کارگر بیمارستان و خانم در شهرداری کار می کرد با اینکه سن  آقا دو سال از همسرش کمتر بود اما این تفاوت خیلی بیشتر به نظر می رسید . امروز همسر آن جوان همراهش نبود.

گفت : بلاخره توافق کردیم می خواهم به خانم وکالت طلاق بدهم .

می خواستم بپرسم طلاق در قبال تمام مهریه  ...؟ یاد آمد تمام آن یک شاخه گل رز بیشتر نیست !

جوان گفت می خواهم مهریه خانمم را زیاد کنم به نظرم این بار  فاز احساساتش خیلی بیشتر شده بود  البته  شایددر همین حد از قضیه  طبیعی باشد اما وقتی گفت می خواهد هر دو دست و پاهایش را هم مهر خانم کند موضوع شکل دیگری به خود گرفت اول حرفش را جدی نگرفتم اما وقتی با حالت چهره ملتمسانه و اصرار زیاد او مواجه شدم فهمیدم این درخواست را بالبداهه مطرح نکرده !

برایش توضیح دادم که قید چنان مطلبی به عنوان مهریه به دلایل زیر درست نیست :   

اولا : افزایش مهریه بنا بر نظر فقهای شورای نگهبان خلاف شرع است  

ثانیا :  اینکه موضوع مهریه یعنی دست و پا با توجه به  عدم مالیت و غیر عقلایی بودن تعیین آن باطل است  

ثالثا : صرفنظر از اشکال حقوقی قضیه این اقدام شما چه بسا از دید ناظرین ناشی  از عشق ا و عملی رومانتیک یک جوان عاشق نسبت به معشوق خود  تلقی شود اما با این کار  یقینا من به عنوان سردفتر متهم به بی عقلی و سفاهت خواهم شد 

وکالت نامه تنظیم و امضاء شد اما موقع رفتن نمی دانم به چه دلیل شاید بخاطر کنجکاوی صدایش کردم و  پرسیدم مهریه دست و پا پیشنهاد تو بود یا خانم ؟

سرش را پایین انداخت و بعد از چند لحظه به چشمان من خیره شد و گفت آقا این یکی را خانمم اصرار داشت !