یک سال بیشتر از ازدواج آنها نمی گذشت هر دو تحصیلات عالی داشتند و از صحبت هایشان معلوم بود که علاوه بر تحصیلات آکادمیک اهل مطالعه و روشنفکرند
قالب های سنتی و قانونی حاکم را برای روابط حقوقی بین خود مناسب نمی دانستند و مایل بودند تا قواعدی که از نظر آنها موجب نا برابرای و تبعیض و یا اهانت آمیز است اصلاح شود
خانم گفت ما می خواهیم برابری کامل داشته باشیم حق طلاق در انحصار همسرم نباشد مهریه را اهانت به خودم می دانم زن باید حق اشتغال و خروج از کشور داشته باشد ما می خواهیم در صورت فوت هرکدام اموال او متعلق به دیگری باشد و از نظر تساوی حقوق مانند مردم اروپا زندگی کنیم و...قوانین ما یکجانه و همه به نفع آقایان وضع شده !

همسرش با اینکه کمتر حرف می زد اما از همان جملات کوتاهش بین صحبت های خانم کاملا معلوم بود که با او هم عقیده است

گفتم با اینکه قبول دارم در خیلی از موارد کفه حقوق مرد سنگین تر از کفه حقوق زن است اما به باور من عامل این نابرابری را نه در سلطه و غلبه قدرت مردان بر زن ها بلکه در چگونگی مناسبات اجتماعی و اقتصادی و جایگاهی که زنان و مردان در گذشته های دور یعنی تقریبا 1400 سال پیش در شبه جزیره عرب داشته اند باید جستجو کرد قواعد و مقرراتی که طبیعتا متناسب با همان دوران بوده و امروز نیز برغم عدم پاسخگویی به نیاز های واقعی نهاد خانواده , طابق النعل بالنعل الگو و سرمشق قانونگذار واقع شده است .
همچنین توضیح دادم اگر چه چارچوب اصلی و فوندانسیون این ساختمان اشکالات اساسی دارد اما می توان ضمن عقد و یا حتی بعد آن با الحاق شرط و یا شروطی این رابطه را بلحاظ حقوقی و تا حدود زیادی تعدیل کرد.
توصیه کردم موارد ذیل ضمن عقد خارج لازم شرط شود :
1- زوج به زوجه وکالت بلاعزل بدهد تا هر زمانی که بخواهد از جانب زوج اقدام به متارکه کرده و از قید زوجیت , خود را رها کند
2- زوجه اجازه داشته باشد هرگاه خواست به خارج از کشور برود و نیاز به اجازه مجدد زوج نباشد، چه برای اخذ یا تمدید یا تجدید گذرنامه .
3- زوجه حق ادامه تحصیل تا هر مرحله یی که لازم بداند و در هر مکان و محلی که ایجاب کند مخیر باشد.
4 -زوج , زوجه را در انتخاب شغل ، مخیر کند و اجازه بدهد که مشغول به کار شود.
5- زوج و زوجه متعهد شوند هنگام جدایی اعم از اینکه متارکه به درخواست مرد باشد یا به درخواست زن کلیه دارایی که بعد از ازدواج به دست می‌آورند بین آن‌ها به مناصفه تقسیم شود.
6- انتخاب مسکن و تعیین شهر یا محل زندگی مشترک با توافق طرفین باشد.
7- طرفین وصیت کردند تا در صورت فوت تمام دارایی شان به طرف دیگر تملیک شود ( البته شرط صحت و نفوذ وصیت بیش از ثلث اموال منوط به قبول سایر ورثه است)
بلاخره بعد از گفتگو و توضیحات مفصل در مورد یکایک آنها بند 2 ,3 , 4,و 5 که ماهیت آن رضایت و تعهد است در غالب یک سند بند 7 طی دو فقره سند وصیت نامه و بند 1 به موجب سند وکالت و در آخر نیز سند ابراء مهریه تنظیم و به امضاء رسید .