سردفتر اسناد رسمی 695 تهران

نکته های قرآنی (نهم ماه رمضان)

ندامت هنگام مرگ

تا وقتى که مرگِ یکى از آنان فرا رسد، مى گوید: پروردگارا! مرا برگردانید.شاید من در مورد آنچه ترک کرده ام کارى شایسته انجام دهم، نه چنین است; بى شک این سخنى [بى حاصل] است که او گوینده آن است، و پیش رویشان برزخى است تا روزى که برانگیخته مى شوند. (سوره مومنون / آیه 99 و 100)

- آقا تسلیت عرض می کنم بقای عمر شما باشه بلاخره دنیا همینه مرگ شتریه که در خونه همه ما خوابیده .

- آیا این جملات را که لق لقه زبان ماست خودمان باورداریم ؟

-آیا واقعا باور کرده ایم که دنیا فانی است ؟

-آیا به اینکه مرگ شتری است که در خانه ما هم خوابیده و هر لحظه در انتظار ما ست نیز یقین داریم؟

-آیا ایمان داریم که ممکن بود آن متوفی که همین امروز از این دار فانی به مقصد دیار باقی این جهان را ترک گفته ما باشیم.

-و آیا اطمینان داریم که درآن صورت دچار بهت نشده و از خداوند بازگشت به دنیا و فرصت دوباره برای جبران مافات نخواهیم خواست؟مهلتی که هیچگاه تمدید نخواهد شد.
پ.ن
حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صـلحًا فیما ترکت کلاَّ إنّها کلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ إلى یوم یبعثون

۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۰:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

نکته های قرآنی (دهم ماه رمضان)

به مناسبت پست های قرانی یکی از دوستان سوالی را مطرح فرمودند که به نظرم رسید شاید آگاهی از اصل پرسش و پاسخ به ایشان برای سایر دوستان هم خالی از لطف نباشد. 

سوال 
سلام پستی گزاشتین راجع به تفسیر بعضی از ایات قران،پس اجازه بدین سوال قرانی بپرسم"در سوره فاطر از فرشتگانی نام برده شده اند با دو , سه وبعضاچهار بال , بال در این موضوع نشان ونماد چیست،اگر تعداد بال را نشان کارایی بالاتر بدانیم،مگر برای خدای که هر چه را اراده کند می شود،برای دادن کارایی بیشتر به بعضی از فرشتگان ،نیاز به افزایش بال دارد

گفتگو در باره این ایه و منظور از اجنحه( بال ها ) در باره فرشتگان زیاد است همچنانکه بسیاری از مفسران معنای آن را بال گرفته اند مانند مفسر بزرگ شیعی طبرسی صاحب تفسیر مجمع البیان و دیگران امثال فیض , زمخشری , بیضاوی و...که حتی بعضی از آنها در مورد محل قرار گرفتن بال سوم هم چیزهایی گفته اند اما با مراجعه به کتاب های لغت و موارد استعمال آن در قرآن معلوم می شود جناح معانی متعدی دارد همچناکه دو طرف شی را دو جناح آن می گویند مثل دو جناح لشگر یا دو جناح (طرف) کشتی و ... و یا میل در فعل جنح در آیه ( ان جنحوا للسم فاجنح لها و توکل علی الله / اگر کفار به مسالمت میل کردند تو به ن میل و توکل به خدا کن / ایه 61 سوره انفال) و یا در مواردی در قرآن به گناه که انسان را از حق متمایل می کند جناح گفته شده است و یا کنایه از تواضع فروتنی است مانند ایه 24 سوره اسراء ( واحفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما ...بال مذلت را از مهربانی بر آندو بخوابان و بگو پروردگارا بر آندو رحم کن ) و...و یا به معنای دست ,بازو , و زیر بغل مانند ایه ( واضمم یدک الی جناحک تخرج بیضاء من غیر سوء / دستت را بزیر بغلت جمع کن تا سفید و بی علت خارج شود )

آنچه به نظر بنده به صواب نزدیک تر است بیان علامه طباطبایی در المیزان است که اولا ملائکه در این ایه را مختص به ملائکه حاملان وحی ندانسته و عمومیت داده است.

ثانیا اینکه این ملائکه کارگزارانی هستند که به امر خداوند به اموری که مامور اجرای آنها هستند می پردازند این نیروها اچنحه ملائکه نامیده شده اند که به تناسب کارهایی که به عهده آنها گذاشته شده از نیروها و امکاناتی برخوردارند همچنانکه پرنده از بالش برای پرواز استفاده می کند والله اعلم بالصواب
مطلب اخر در مورد سوالی که فرمودید مبنی بر اینکه " مگر برای خدای که هر چه را اراده کند می شود،برای دادن کارایی بیشتر به بعضی از فرشتگان ،نیاز به افزایش بال دارد؟ 
پاسخ این است که : بله خداوند این توانایی را دارد که هر چه را اراده کند بلا واسطه ایجاد گردد اما همان اراده بر این تعلق گرفته تا امور عالم خلق از مجرای اسباب محقق شود " ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها " و مناصب را چه بسا بیشتر از از چهار منصب به مامورانی که در این ایات ملائکه نامیده شده اند بدهد

مثلا شخصی که رئیس دبیرستان است و در دانشگاه تدریس می کند ممکن است مدیر کارخانه ای هم بشود (به شرط عدم ممنوعیت داشتن بیش از یک شغل)!
پ.ن :
الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِکَةِ رُسُلًا أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مَا یَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ 
سپاس خداى را که پدیدآورنده آسمان و زمین است [و] فرشتگان را که داراى بالهاى دوگانه و سه‏ گانه و چهارگانه‏ اند پیام ‏آورنده قرار داده است در آفرینش هر چه بخواهد مى‏ افزاید زیرا خدا بر هر چیزى تواناست

۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۰:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

نکته های قرآنی (یازدهم ماه رمضان)


وَقُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا / و بگو پروردگارا بر علم من بیفزا /سوره طه آیه 114

در جلد یک کتاب اصول کافی آمده : « باب أن الأئمة علیهم السلام یعلمون علم ما کان، وما یکون، وأنه لا یخفى علیهم شیء». یعنی : بابی با عنوان اینکه "ائمه آنچه روی داده و آنچه روی خواهد داد را می دانند، و هیچ چیزی از آنان پنهان نمی ماند"
سوال : 
اگر ایشان مطابق احادیث این باب علم "ماکان و ما یکون" را می دانند و هیچ چیز برای آن بزرگوران پوشیده نیست چطور پروردگار عالم به پیامبر (ص) امر می کند که از او بخواهد تا بر علمش بیفزاید؟
آیا علم ائمه (ع) از پیامبر(ص) بیشتر است یا علمی ما وراء ما کان و مایکون وجود دارد؟

۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۰:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

نکته های قرآنی (دوازدهم ماه رمضان)

 

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ

بگو من بشرى چون شمایم جز اینکه به من وحى مى ‏شود که خداى شما خدایى یگانه است پس مستقیما به سوى او بشتابید و از او آمرزش بخواهید و واى بر مشرکان (سوره فصلت / ایه 6)
نکات : 
1- عبارت قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ دلالت بر حصر می کند یعنی جز این نیست همچنانکه "مثلکم" اطلاق دارد و شامل همه خصوصیات بشری می شود به عبارت ساده تر خداوند از پیامبر می خواهد که با قاطعیت به مردم اعلام کند که از حیث بشری کاملا مانند آنهاست الا اینکه "یُوحَى إِلَیَّ" یعنی به او وحی می شود.
از انس روایت شده: «إنَّ أُنَاساً قالوا: یَا رسول الله! یَا خَیْرَنَا وَابْنَ خَیْرِنَا وَ یَا سَیِّدَنَا وَابْنَ سَیِّدِنَا. فقالص: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ! قُولُوا بِقَوْلِکُمْ وَلَا یَسْتَهْوِیَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ! أَنَا مُحَمَّدٌ عَبْدُ اللهِ وَرَسُولُهُ، وَاللهِ مَا أُحِبُّ أَنْ تَرْفَعُونِی فَوْقَ مَنْزِلَتِی الَّتِی أَنْزَلَنِی اللهُ ﻷ»..
یعنی: «گروهی از مردم عرض کردند: یا رسول الله، ای بهترین فرد ما و فرزند بهترین فرد ما و ای آقای ما و فرزند آقای ما، رسول خداصفرمود: ای مردم به گفتاری که با خود می‌گویید بگویید و شیطان شما را گمراه نکند، من محمد بندۀ خدا و رسول اویم دوست ندارم که مرا از مرتبۀ خودم بالاتر ببرید آن مرتبه‌ای که خدا مرا فرود آورده است»

2- جملۀ " ٱسۡتَقِیمُوٓاْ إِلَیۡهِ "یعنی بندگان باید مستقیماً و بدون واسطه به خداوند رجوع کنند و کسی و چیزی را واسطه قرار ندهند فعل فَاسْتَقِیمُوا که با الی متعدی شده به این معناست که بی واسطه به سوی او بروید.

3- در بعضی از کتب تفسیر خواسته اند تا با استفاده از ایه 64 سوره نساء توسل به پیامبر و بزرگان دینی و مذهبی را توجیه کنند مثلا :
( وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا / و ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر آنکه به توفیق الهى از او اطاعت کنند و اگر آنان وقتى به خود ستم کرده بودند پیش تو مى ‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏ خواستند و پیامبر [نیز] براى آنان طلب آمرزش میکرد قطعا خدا را توبه‏ پذیر مهربان مى‏ یافتند)
در صورتیکه توجه به سیاق ایات و با یک نگاه اجمالی به سهولت معلوم می شود چنین استدلالی درست نیست زیرا :
همچنانکه از ایه 60 همین سوره معلوم می شود منافقین که بجای تمکین به حکم خدا و داوری پیامبر دعوای خود را نزد دشمن او برده بودند، باید در صدد معذرت خواهی از ایشان برآمده و در برابر خدا استغفار می کردند و از پیامبر نیز می خواستند تا رسول خدا از این توهین بگذرد و برای ایشان از خداوند طلب آمرزش کند و این فضیه مربوط به زمانی است که رسول‌خدا زنده بود و ربطی به سایرین ندارد فلذا اگر کسی مرتکب گناهی شد، باید بین خود و خدا استغفار کند مگر اینکه حقِّ شخصی را پامال کرده باشد، یا اذیّت و آزاری نسبت به مخلوقی انجام داده باشد که در این صورت باید نزد او رفته و عذرخواهی و طلب عفو و التماس دعا کنند، 
پس باید گفت آن کسی که آیۀ فوق را دلیل می‌آورد برای آنکه هر مؤمنی گناهی کرده باید متوسّل به رسول خدا و بزرگان دین و مذهب شود مرتکب خطا شده و ربطی به این ایه ندارد .

 
 
 
 
۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۰:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

قضاوت های شتاب زده

خاطرات دفترخانه 

در همین جا از مردی نوشتم که با همسر و پسر بزرگ و نوه اش برای دادن وکالت طلاق آمده بود و از شکایت آنها از آن شخص که برغم دهها بار تعهد باز هم پیمان شکنی کرده و با صغیر و کبیر رابطه جنسی برقرار می کرد خانواده اش ادعا داشتند در حال حاضر هم با خانمی که حداقل ده , پانزده سال سنش از او بیشتر است ارتباط دارد و البته آن اقا هیچ کدام از این اتهامات را انکار نمی کرد و تنها مدعی بود بخاطر نیاز مالی مجبور به حفظ ارتباطش با آن زن است و الا سفته هایی را که آن زن از او دارد به اجرا می گذارد

مرد گله داشت که از طرف خانواده طرد شده و حتا شب ها جایی برای خوابیدن ندارد ...بخاطر وضعیت مالی و نا بسامانی که داشت حس ترحم عجیبی نسبت مرد پیدا کردم او را مستاصل می دیدم و به نظرم آدم صادقی می رسید با اینکه اطمینانی به توانایی اش نداشتم از او خواستم تا راهرو دفترخانه را نقاشی کند شاید کمک هزینه ای باشد و او پذیرفت اما بعد از یکی دو روز که مجموعا از چهار , پنج ساعت بیشتر تجاوز نمی کرد کار را رها کرد و دیگر مراجعه ای نداشت ..
دو سه روز بعد پسر بزرگش به دفتر امد و با ابراز شرمندگی از من خواست تا نقاشی نیمه کاره ساختمان را تمام کند راستش همه رنگ هایی را که به در و دیوار زده مالیده بود بخاطر عدم زیر سازی و ...هدر رفت و مجبور شدیم کار را از نو شروع کنیم 
اما ماجری تا همین جا خاتمه پیدا نکرد پسرجوان آن مرد در کنار نقاشی ساختمان و کارهای دیگری که بعد از این جریان و با شناخت بیشتر و از او به عهده اش گذاشتم با من ارتباط نزدیکتری پیدا کرد و وقایع تلخی که هر روز بخاطر شرایط بد پدرش اتفاق می افتاد با من در میان می گذاشت 
یک روز تعریف می کرد طنابی جلو در خانه آنها که مادرش هم آنجا سکونت دارد اویزان کرده و می خواسته خودش را به دار بزند روز دیگر با ظرفی از اسید در محل حاضر شده و قصدش این بود که به صورت خود و همسرش اسید بپاشد و ...
یقین داشتم مرد بد طینتی نیست و از روی خباثت این کارها را انجام نمی دهد یک روز هم به دیدن من آمد می گفت چیزی در بساط ندارم و همه دارایی ام یک ماشین پراید است که اگر خانمم به خانه برگردد به او منتقل می کنم...
بطور خصوصی با پسربزرگ مرد صحبت کردم و از او خواستم تا پدرش را به به یکی از بیمارستان های مغز و اعصاب ببرد اوضاع و احوال مرد نشان از نوعی اختلال روانی داشت

دو روز بعد پسر جوان به دیدنم آمد خوشحال بود می گفت همه ما اشتباه کردیم مادر بیشتر از همه خودش را ملامت می کند پدرم دچار نوعی بیماری است که به گفته پزشکان پنجاه برابر یک انسان طبیعی تستوسترون ترشح می کند او آنگونه که ما تصور می کردیم آدم شهوتران و بی بند و باری نیست و حداقل با آزادی و اراده این کارها را انجام نمی داده مریض است همچنین گفت وقتی پزشک در مورد فاصله نیاز جنسی اش از او پرسید پدرم توضیح داد در یک روز پنج تا شش بار احساس نیاز به ارتباط جنسی با جنس مخالف دارد و...به توصیه پزشک متخصص آن مرد برای کنترل و درمان این بیماری می بایست حداقل بیست روز در بیمارستان بستری و مدتها تحت درمان باشد. 


...خاطرات دفترخانه

۱۸ تیر ۹۸ ، ۱۴:۳۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

نکته های قرآنی (سیزدهم ماه رمضان)


اى کسانى که ایمان آورده‏ اید روزه بر شما مقرر شده است همان گونه که بر کسانى که پیش از شما مقرر شده بود باشد که پرهیزگارى کنید....(ایات 183 تا 185 سوره بقره)

آیات بالا از ایه های مشهور قران کریم و در مورد وجوب روزه و احکامی در مورد آن است اما نکنه جالب این که بلا واسطه بعد از ایات مربوط به روزه در ایه186 همین سوره خداوند متعال به بندگانی که از پیامبر (ص) در مورد "او" پرسش می کنند پاسخ می فرماید که " او نزدیک است و دعای بندگان را چون "او را بخوانند" اجابت می کند و ...
آیا تا کنون به ارتباط ظریف این ایات توجه کرده اید ایا بجز این است که روزه داری و شکم را چند روزی از شهوت خوردن و نوشیدن بازداشتن و نفس را در کنترل گرفتن زمینه ساز و شرط اساسی رابطه با خداون و موجب صفای دل و رمز اجابت دعاست سرمایه ماه رمضان را برای استجابت دعا قدر بدانیم.

پ.ن :
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

۱۷ تیر ۹۸ ، ۱۱:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

نکته های قرآنی (چهادهم ماه رمضان)


ای کسانی که ایمان آورده اید ایمان بیاورید. (سوره نساء ایه 136)

از وقتی شنیدم حسن بصری گفت : ما رایت حقا اشبه بباطل من الموت « حقی را شبیه تر به باطل از مرگ نیافتم » فهمیدم ادعای من به باور مرگ بزرگترین یاوه سرایی است... شما هم اگر همانگونه که به وجود کشوری مانند چین و یا امریکا در قسمتی از این کره خاکی باور دارید ,اطمینان پیدا کردید که بزودی این دنیا را ترک و به یک سفر بدون باز گشت رهسپار می شوید می توانید ادعا کنید به اخرت ایمان آورده اید.
.
پ.ن 
یا ایها الذین آمنوا آمنوا ..

۱۷ تیر ۹۸ ، ۱۱:۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

نکته های قرآنی (پانزدهم ماه رمضان)


چگونه نماز را "برپا" کنیم؟
---------------------------
در سراسر قران کریم کریم حتا یک ایه در مورد امر به خواندن نماز مشاهده نمی شود در صورتی که بکرات در مورد "الصلاه" از فعل "یقیمون" یعنی برپا کردن استفاده شده است.
یقینا تفاوتی که در مفهوم این دو واژه وجود دارد در تلقی و کیفیت عمل نماز گزار نسبت به این فریضه مهم که قبول و رد کلیه اعمال در گرو آن است نقش غیر فابل انکاری دارد. 
شخصی که تکلیف خود را در برابر این رکن اساسی و عمود خیمه دین صرفا خواندن نماز تعریف نموده با ادای اذکار و خواندن سوره هایی از قران در حال قیام و رکوع و سجود نمازگزار است. البته این در صورتی است که معنای اقامه الصلاه همان خواندن نماز باشد .
در صورتی که نگاهی به کتب لغت و تفسیر در مورد مفهوم اقامه نماز معلوم می شود بر خلاف تفاهم عرفی اقامه در لغت عرب به معنای برپا کردن و ادامه شی ء است نه خواندن . 
طبرسی و زمخشری اقامه شی را بجا آوردن حق آن دانسته و در تفسیر المنار اقامه نماز از روی خلوص و توجه به پا داشتن آن معنا شده به نظر می رسد با توجه به ایات قرآن کریم همه این معانی در برپایی نماز منظور باشد همچنانکه در شریفه "الذینهم فی صلاتهم خاشعون " (مومنون / آیه 2 ) خشوع در نماز و در آیه "الذین هم علی صلاتهم دائمون " (معارج آیه 23 ) دوام و مداومت بر آن بیان و مورد تاکید است. والله اعلم بالصواب

۱۷ تیر ۹۸ ، ۱۱:۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

نکته های قرانی ( شانزدهم ماه رمضان )


"عجز و ناتوانی کسانی که غیر خدا خوانده می شوند از خلق یک مگس"

ای مردم مثلی زده شده است گوش به آن فرا دهید: کسانی را که غیر از خدا می‏ خوانید هرگز نمی‏توانند مگسی بیافرینند، هر چند برای این کار دست به دست هم دهند و هر گاه مگس چیزی از آنها برباید نمی‏توانند آن را باز پس ‍ گیرند، هم این طلب کنندگان ناتوانند و هم آن مطلوبان (هم این عابدان و هم آن معبودان) سوره حج / ایه 73
نکته ها :
1- آوردن مثل از جانب خداوند برای بی اساس بودن حاجت خواهی از غیر خدا.

2- فراخوان مشرکان برای گوش دادن به ضرب المثل خداوند برای اثبات باطل بودن اندیشه شرک.

3- بیان اعتقاد مشرکان در تدبیر امور انسانها و جهان از طرف غیر خداوند یکتا

4- استغاثه و یاری خواستن مشرکان از دون الله

5- عجز و ناتوانی کسانی که غیر خدا خوانده می شوند از خلق یک مگس

6- برملا شدن پوچی اعتقاد مشرکان با یک مثل روشن برای همه مردم

پ.ن

یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَیْئًا لَا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ / برگرفته از: تفسیر راهنما / ایه الله هاشمی

۱۷ تیر ۹۸ ، ۱۱:۲۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

نکته های قرآنی (هفدهم ماه رمضان)


توجیه عقاید کلامی و اجتهاد در برابر نص

آیا درقرآن نمى‏ اندیشند اگر از جانب غیر خدا بود قطعا در آن اختلاف بسیارى مى‏ یافتند (سوره نساء ایه82)

از آن روز بترسید که خداوند پیامبران را جمع می‏کند و به آنها میگوید مردم در برابر دعوت شما چه پاسخی دادند؟ 
می‏گویند ما چیزی نمی‏دانیم تو خود از تمام پنهانیها آگاهی.(ایه 109 سوره مائده)

یاد آور زمانی را که خداوند به عیسی بن مریم می‏گوید: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو معبود، غیر از خدا، بپرستید؟...
(عیسی) من به آنها چیزی جز آنچه مرا مامور به آن ساختی نگفتم، به آنها گفتم: خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شما است، و تا آن زمان که میان آنها بودم مراقب و گواه آنان بودم، و هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی تو خود مراقب آنها بودی، و تو گواه بر هر چیز هستی.(ایه 116 همان سوره)

ایه الله مکارم مولف محترم تفسیر نمونه در مورد ایه 109 سوره مائده و اعلام همگانی رسولان خدا بر نفی علم خود در روز قیامت در برابر این پرسش خداوند که مردم به شما چه پاسخی دادند و تعارض این ایه صریح و روشن با اعتقاد به شاهد و ناظر بودن انبیاء و اولیاء و بزرگان دین و مذهب بر اعمال و گفتار بندگان تا قیامت و توجیه این عقیده در صفحه 120 جلد پنجم آن تفسیر می نویسد :

1- پیامبران در پاسخ سوال پروردگار عالم اظهار ادب کرده اند (یعنی در مقابل این سوال روشن خداوند از آنها در مورد نحوه مواجهه مردم با دعوت ایشان بجای بیان صریح آنچه علی الادعا شاهد و ناظرش بودند با شکسته نفسی خودشان را بی اطلاع از آنچه رخ داده معرفی می کنند)

2- منظور انبیاء آن است که علم خود را در برابر علم خدا هیچ بشمرند و ...( به عبارت دیگر در جواب یک سوال مشخص درباره یک موضوع معین با بیان ناچیز بودن علم خودشان در مقایسه با علم خدا از پاسخ به پرسش خداوند شانه خالی می کنند!

و جالب اینکه در چند صفحه (135همان جلد ) در توضیح و تفسیر ایه 116و پرسش مشابه از حضرت عیسی (ع) بلحاظ وضعیت پیروانش بعد از او در مورد اینکه "آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو معبود، غیر از خدا، انتخاب کنید؟" بدون هیچ توجیه و تفسیری که با مطالب گفته شده در ایه 109 قابل جمع باشد آورده است :
" و تا آن زمان که در میانشان بودم مراقب و گواه آنها بودم (و نگذاشتم راه شرک را پیش بگیرند) اما به هنگامی که مرا از میان آنها برگرفتی تو مراقب آنها و نگهبان آنها بودی , و تو گواه بر هر چیزی هستی 
( یعنی بعد از آن که تو من را بردی هیچ خبری از آنچه بر امتم گذشت ندارم)!!!

پ.ن 
1- أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلَافًا کَثِیرًا(نساء / ایه 82)
2- یَوْمَ یَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَیَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُوا لَا عِلْمَ لَنَا إِنَّکَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ (مائده 109)
3- وَإِذْ قَالَ اللَّهُ یَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَأُمِّیَ إِلَهَیْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ ...مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِی بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّی وَرَبَّکُمْ وَکُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیدًا مَا دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَأَنْتَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ (مائده ایات 116و117)

۱۷ تیر ۹۸ ، ۱۱:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی