سردفتر اسناد رسمی 695 تهران

نکته های قرآنی(چهارم ماه رمضان)


"اطاعت بى چون و چرا از هر انسانی، شرک و به منزله عبادت و پرستش اوست."

(آنها) دانشمندان و راهبان (تارکان دنیا) را معبودهائی در برابر خدا قرار دادند و (همچنین) مسیح فرزند مریم را، در حالی که جز به عبادت معبود واحدی که هیچ معبودی جز او نیست دستور نداشتند، پاک و منزه است از آنچه شریک وی قرار میدهند.
از امام صادق (ع) درباره آیه «اتخذوا أحبارهم و رهبانهم أرباباً من دون اللّه» روایت شده که فرمود: 
«و اللّه ما صلّوا لهم و لا صاموا و لکنهم أحلّوا لهم حراماً و حرّموا علیهم حلالاً فاتّبعوهم 
یعنی : به خدا سوگند آنان براى احبار و راهبان نه نماز خواندند و نه روزه گرفتند ; ولى آن علما و صومعه داران، براى مردم حرام را حلال و حلال را حرام کردند و آنان پیروى کردند»

پ.ن
1- اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِیَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ ( توبه / آیه 31)
2-(محاسن برقى، ج 1، ص 246، ح 245 ; بحارالانوار، ج 2، ص 98، ح 48)

۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۰:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

نکته های قرآنی (پنجم ماه رمضان )


پس اگر آنان [هم] به آنچه شما بدان ایمان آورده اید ایمان آوردند قطعا هدایت شده اند 
( سوره بفره / آیه 137}

این داستان رو از منبر مرحوم ضیایی شنیدم.
مردی انصاری مرتکب قتل خطایی شد. طبق رسم قبیله کسانی از قبیله مرد , مسئول جمع آوزی دیه مقتول شدند قیس ابن سعد از صحابه کرام رسول خدا(ص) و فرزند سعد ابن عباده بزرگ قبیله خزرج از خویشان ذکور مرد انصاری بود . 
صبح خیلی زود آن چند نفر مرد به منزل قیس که در نزدیکی مدینه واقع شده بود رفتند قیس در خانه نبود و به گفته کنیزی که در خانه داشت برای کار به مزرعه رفته بود آنها بی درنگ راهی مزرعه شدند و با کمال تعجب او را را در حالی دیدند که با دستان خود زمین را می کند و از درون گل و لای هسته خرما های گندیده را که به زمین ریخته جمع اوری و درون سبدی می ریزد. شاید آنها با دیدن این صحنه , لحظه ای از بیان خواسته خود دچار تردید و دو دلی شدند اما بالاخره به دعوت و اصرار قیس برای خوردن صبحانه و شرح ماجرا به خانه او رفتند کنیزک سفره ای پهن کرد و یک ظرف اب و چند تکه نان خشک داخل سفره گذاشت مردان باز از تعجب به یکدیگر خیره شدند بالاخره بعد از خوردن صبحانه مختصر و فقیرانه , قیس علت حضور آنها را جویا شد و یکی از افراد قبیله با لیستی که در دست داشت و نام افرادی از قبیله در آن نوشته شده بود قضیه قتل خطایی مقتول و جمع آوری دیه را برای او توضیح داد .
قیس نگاهی به لیست بلند بالایی که از افراد قبیله تهیه شده بود انداخت و فورا از آنها خواست تا بجز نام خود او تمام اسامی دیگر را خط بکشد و این بار آن چند مرد میهمان خیلی بیشتر از دفعات قبل متعجبانه به یکدیگر نگاه کردند قیس که بهت و تعجب انها را دید لب به سخن گشود و گفت می دانم شما از چه روی متعجب هستید اما بدانید ما تربیت شدگان مکتب رسول خدا (ص) هستیم . صبحانه ما آب و تکه نان خشکی بیشتر نیست ,صبح خیلی زود برای معالجه و مداوای شتر لنگ خود به صحرا می رویم هسته های خرما جمع می کنیم آن را آرد می کنیم و به شتر بیمار خود می دهیم تا شتر بیمار با خوردن آن به گله شتران سالم باز گردد و ما بتوانیم با این شتران ,دیه برادران مسلمان خود را بپردازیم.

"و کسانى که بعد از آنان [مهاجران و انصار] آمده اند مى گویند پروردگارا بر ما و بر آن برادرانمان که در ایمان آوردن بر ما پیشى گرفتند ببخشاى و در دلهایمان نسبت به کسانى که ایمان آورده اند [هیچ گونه] کینه ا ى مگذار پروردگارا راستى که تو رئوف و مهربانى."( سوره حشر / آیه 10) 
پ.ن
1- فَإِنْ آمَنُواْ بِمِثْلِ مَا آمَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَواْ 
2- وَالَّذِینَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ

۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۰:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

نکته های قرآنی (ششم ماه رمضان)


آداب دعا
ادْعُواْ رَبَّکُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْیَةً إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ 
پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانید که او از حد گذرندگان را دوست نمى دارد (سوره اعراف / آیه 55)

1- در دعا فقط خدا را بخوانید ...ادْعُواْ رَبَّکُمْ

2- لزوم تضرع (احساس ذلت و کوچکی) در برابر خدا هنگام نیایش به درگاه او...ادْعُواْ ... تَضَرُّعًا

3- دعا و راز و نیاز پنهان توصیه خدا به بندگان ...ادْعُواْ رَبَّکُمْ ...خُفْیَةً

4- علنى ساختن دعا و نداشتن تضرع در آن، تجاوز از آداب دعا و موجب محرومیت از محبت خداست...إدْعُواْ رَبَّکُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْیَةً انَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ

۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۰:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

نکته های قرآنی (هفتم ماه رمضان)


وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمِیعًا أَفَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ

ترجمه : 
و اگر پروردگار می‏خواست تمام آنها که در روی زمین هستند همگی (از روی اجبار) ایمان می‏آوردند، آیا تو (ای پیامبر) می‏خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟
(سوره یونس ایه 99)

چند نکته :

1-اگر مشیّت خداوند بر ایمان انسانها بود، همگى بدون استثنا ایمان مى آوردند.

2 -خداوند، انسان را موجودى مختار و انتخاب گر آفریده است.

3 - انسانها، در پذیرش و عدم پذیرش دین الهى مختارند.

4 -پذیرش دین از روى اجبار و ناچارى، مورد قبول و خواسته خدا نیست.

پ.ن 
تفسیر راهنما / هاشمی رفسنجانی

۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۰:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

نکته های قرآنی (هشتم ماه رمضان)


چرا در قرآن عادل از اسماء الله نیست؟!

شاید برای کسانی که آشنایی زیادی با قرآن ندارند عجیب به نظر بیاد که حتا در یک آیه از قرآن کریم وصف عادل برای خداوند بکار برده نشده است.
وصف عادل برای خدا و در ارتباط با انسان و نتیجه اعمال تنها می تونه کف اتتظار برخورد خداوند رو با گنهکاران ستمکار توجیه کنه اما نجات بندگان عاصی توبه کار از عذاب و همچنین رستگاری و دادن پاداش حتا به پاک ترین و مقرب ترین بندگان جز با تمسک و توسل به اسماء جمال خداون مانند "رحیم ,تواب,غفور, عفو ...ذو الفضل "ممکن نیست .

ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ
این فضل خداست آن را به هر که بخواهد عطا مىکند و خدا داراى فضل بسیار است(سوره جمعه / آیه 4 )

به عبارت دیگر و در لسان قرآن اگر عذاب جنایت پیشگان و منکرین روز حساب کیفر متناسب با ظلم و ستم آنان است رستگاری پرهیزگاران و بهشت جاویدان عطا و پاداشى است از جانب پروردگار

إِنَّ جَهَنَّمَ کَانَتْ مِرْصَادًا لِلْطَّاغِینَ مَآبًا لَابِثِینَ فِیهَا أَحْقَابًا لَّا یَذُوقُونَ فِیهَا بَرْدًا وَلَا شَرَابًا إِلَّا حَمِیمًا وَغَسَّاقًا جَزَاء وِفَاقًا ...إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ مَفَازًا...جَزَاء مِّن رَّبِّکَ عَطَاء حِسَابًا

ترجمه : جهنم کمین گاهی است بزرگ! و محل بازگشتی برای طغیانگران! روزگارى دراز در آن درنگ کنند. در آنجا نه خنکى چشند و نه شربتى جز آب جوشان و چرکابه اى "کیفرى متناسب" [با جرم آنها] ... مسلما پرهیزگاران را رستگارى است ...پاداشى است از سوى پروردگارت و "بخششى" بسنده است (سوره النبا / ایات 21 ...36)

۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۰:۱۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

نکته های قرآنی (نهم ماه رمضان)

ندامت هنگام مرگ

تا وقتى که مرگِ یکى از آنان فرا رسد، مى گوید: پروردگارا! مرا برگردانید.شاید من در مورد آنچه ترک کرده ام کارى شایسته انجام دهم، نه چنین است; بى شک این سخنى [بى حاصل] است که او گوینده آن است، و پیش رویشان برزخى است تا روزى که برانگیخته مى شوند. (سوره مومنون / آیه 99 و 100)

- آقا تسلیت عرض می کنم بقای عمر شما باشه بلاخره دنیا همینه مرگ شتریه که در خونه همه ما خوابیده .

- آیا این جملات را که لق لقه زبان ماست خودمان باورداریم ؟

-آیا واقعا باور کرده ایم که دنیا فانی است ؟

-آیا به اینکه مرگ شتری است که در خانه ما هم خوابیده و هر لحظه در انتظار ما ست نیز یقین داریم؟

-آیا ایمان داریم که ممکن بود آن متوفی که همین امروز از این دار فانی به مقصد دیار باقی این جهان را ترک گفته ما باشیم.

-و آیا اطمینان داریم که درآن صورت دچار بهت نشده و از خداوند بازگشت به دنیا و فرصت دوباره برای جبران مافات نخواهیم خواست؟مهلتی که هیچگاه تمدید نخواهد شد.
پ.ن
حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صـلحًا فیما ترکت کلاَّ إنّها کلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ إلى یوم یبعثون

۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۰:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

نکته های قرآنی (دهم ماه رمضان)

به مناسبت پست های قرانی یکی از دوستان سوالی را مطرح فرمودند که به نظرم رسید شاید آگاهی از اصل پرسش و پاسخ به ایشان برای سایر دوستان هم خالی از لطف نباشد. 

سوال 
سلام پستی گزاشتین راجع به تفسیر بعضی از ایات قران،پس اجازه بدین سوال قرانی بپرسم"در سوره فاطر از فرشتگانی نام برده شده اند با دو , سه وبعضاچهار بال , بال در این موضوع نشان ونماد چیست،اگر تعداد بال را نشان کارایی بالاتر بدانیم،مگر برای خدای که هر چه را اراده کند می شود،برای دادن کارایی بیشتر به بعضی از فرشتگان ،نیاز به افزایش بال دارد

گفتگو در باره این ایه و منظور از اجنحه( بال ها ) در باره فرشتگان زیاد است همچنانکه بسیاری از مفسران معنای آن را بال گرفته اند مانند مفسر بزرگ شیعی طبرسی صاحب تفسیر مجمع البیان و دیگران امثال فیض , زمخشری , بیضاوی و...که حتی بعضی از آنها در مورد محل قرار گرفتن بال سوم هم چیزهایی گفته اند اما با مراجعه به کتاب های لغت و موارد استعمال آن در قرآن معلوم می شود جناح معانی متعدی دارد همچناکه دو طرف شی را دو جناح آن می گویند مثل دو جناح لشگر یا دو جناح (طرف) کشتی و ... و یا میل در فعل جنح در آیه ( ان جنحوا للسم فاجنح لها و توکل علی الله / اگر کفار به مسالمت میل کردند تو به ن میل و توکل به خدا کن / ایه 61 سوره انفال) و یا در مواردی در قرآن به گناه که انسان را از حق متمایل می کند جناح گفته شده است و یا کنایه از تواضع فروتنی است مانند ایه 24 سوره اسراء ( واحفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما ...بال مذلت را از مهربانی بر آندو بخوابان و بگو پروردگارا بر آندو رحم کن ) و...و یا به معنای دست ,بازو , و زیر بغل مانند ایه ( واضمم یدک الی جناحک تخرج بیضاء من غیر سوء / دستت را بزیر بغلت جمع کن تا سفید و بی علت خارج شود )

آنچه به نظر بنده به صواب نزدیک تر است بیان علامه طباطبایی در المیزان است که اولا ملائکه در این ایه را مختص به ملائکه حاملان وحی ندانسته و عمومیت داده است.

ثانیا اینکه این ملائکه کارگزارانی هستند که به امر خداوند به اموری که مامور اجرای آنها هستند می پردازند این نیروها اچنحه ملائکه نامیده شده اند که به تناسب کارهایی که به عهده آنها گذاشته شده از نیروها و امکاناتی برخوردارند همچنانکه پرنده از بالش برای پرواز استفاده می کند والله اعلم بالصواب
مطلب اخر در مورد سوالی که فرمودید مبنی بر اینکه " مگر برای خدای که هر چه را اراده کند می شود،برای دادن کارایی بیشتر به بعضی از فرشتگان ،نیاز به افزایش بال دارد؟ 
پاسخ این است که : بله خداوند این توانایی را دارد که هر چه را اراده کند بلا واسطه ایجاد گردد اما همان اراده بر این تعلق گرفته تا امور عالم خلق از مجرای اسباب محقق شود " ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها " و مناصب را چه بسا بیشتر از از چهار منصب به مامورانی که در این ایات ملائکه نامیده شده اند بدهد

مثلا شخصی که رئیس دبیرستان است و در دانشگاه تدریس می کند ممکن است مدیر کارخانه ای هم بشود (به شرط عدم ممنوعیت داشتن بیش از یک شغل)!
پ.ن :
الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِکَةِ رُسُلًا أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مَا یَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ 
سپاس خداى را که پدیدآورنده آسمان و زمین است [و] فرشتگان را که داراى بالهاى دوگانه و سه‏ گانه و چهارگانه‏ اند پیام ‏آورنده قرار داده است در آفرینش هر چه بخواهد مى‏ افزاید زیرا خدا بر هر چیزى تواناست

۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۰:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

نکته های قرآنی (یازدهم ماه رمضان)


وَقُل رَّبِّ زِدْنِی عِلْمًا / و بگو پروردگارا بر علم من بیفزا /سوره طه آیه 114

در جلد یک کتاب اصول کافی آمده : « باب أن الأئمة علیهم السلام یعلمون علم ما کان، وما یکون، وأنه لا یخفى علیهم شیء». یعنی : بابی با عنوان اینکه "ائمه آنچه روی داده و آنچه روی خواهد داد را می دانند، و هیچ چیزی از آنان پنهان نمی ماند"
سوال : 
اگر ایشان مطابق احادیث این باب علم "ماکان و ما یکون" را می دانند و هیچ چیز برای آن بزرگوران پوشیده نیست چطور پروردگار عالم به پیامبر (ص) امر می کند که از او بخواهد تا بر علمش بیفزاید؟
آیا علم ائمه (ع) از پیامبر(ص) بیشتر است یا علمی ما وراء ما کان و مایکون وجود دارد؟

۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۰:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

نکته های قرآنی (دوازدهم ماه رمضان)

 

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ

بگو من بشرى چون شمایم جز اینکه به من وحى مى ‏شود که خداى شما خدایى یگانه است پس مستقیما به سوى او بشتابید و از او آمرزش بخواهید و واى بر مشرکان (سوره فصلت / ایه 6)
نکات : 
1- عبارت قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ دلالت بر حصر می کند یعنی جز این نیست همچنانکه "مثلکم" اطلاق دارد و شامل همه خصوصیات بشری می شود به عبارت ساده تر خداوند از پیامبر می خواهد که با قاطعیت به مردم اعلام کند که از حیث بشری کاملا مانند آنهاست الا اینکه "یُوحَى إِلَیَّ" یعنی به او وحی می شود.
از انس روایت شده: «إنَّ أُنَاساً قالوا: یَا رسول الله! یَا خَیْرَنَا وَابْنَ خَیْرِنَا وَ یَا سَیِّدَنَا وَابْنَ سَیِّدِنَا. فقالص: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ! قُولُوا بِقَوْلِکُمْ وَلَا یَسْتَهْوِیَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ! أَنَا مُحَمَّدٌ عَبْدُ اللهِ وَرَسُولُهُ، وَاللهِ مَا أُحِبُّ أَنْ تَرْفَعُونِی فَوْقَ مَنْزِلَتِی الَّتِی أَنْزَلَنِی اللهُ ﻷ»..
یعنی: «گروهی از مردم عرض کردند: یا رسول الله، ای بهترین فرد ما و فرزند بهترین فرد ما و ای آقای ما و فرزند آقای ما، رسول خداصفرمود: ای مردم به گفتاری که با خود می‌گویید بگویید و شیطان شما را گمراه نکند، من محمد بندۀ خدا و رسول اویم دوست ندارم که مرا از مرتبۀ خودم بالاتر ببرید آن مرتبه‌ای که خدا مرا فرود آورده است»

2- جملۀ " ٱسۡتَقِیمُوٓاْ إِلَیۡهِ "یعنی بندگان باید مستقیماً و بدون واسطه به خداوند رجوع کنند و کسی و چیزی را واسطه قرار ندهند فعل فَاسْتَقِیمُوا که با الی متعدی شده به این معناست که بی واسطه به سوی او بروید.

3- در بعضی از کتب تفسیر خواسته اند تا با استفاده از ایه 64 سوره نساء توسل به پیامبر و بزرگان دینی و مذهبی را توجیه کنند مثلا :
( وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا / و ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر آنکه به توفیق الهى از او اطاعت کنند و اگر آنان وقتى به خود ستم کرده بودند پیش تو مى ‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏ خواستند و پیامبر [نیز] براى آنان طلب آمرزش میکرد قطعا خدا را توبه‏ پذیر مهربان مى‏ یافتند)
در صورتیکه توجه به سیاق ایات و با یک نگاه اجمالی به سهولت معلوم می شود چنین استدلالی درست نیست زیرا :
همچنانکه از ایه 60 همین سوره معلوم می شود منافقین که بجای تمکین به حکم خدا و داوری پیامبر دعوای خود را نزد دشمن او برده بودند، باید در صدد معذرت خواهی از ایشان برآمده و در برابر خدا استغفار می کردند و از پیامبر نیز می خواستند تا رسول خدا از این توهین بگذرد و برای ایشان از خداوند طلب آمرزش کند و این فضیه مربوط به زمانی است که رسول‌خدا زنده بود و ربطی به سایرین ندارد فلذا اگر کسی مرتکب گناهی شد، باید بین خود و خدا استغفار کند مگر اینکه حقِّ شخصی را پامال کرده باشد، یا اذیّت و آزاری نسبت به مخلوقی انجام داده باشد که در این صورت باید نزد او رفته و عذرخواهی و طلب عفو و التماس دعا کنند، 
پس باید گفت آن کسی که آیۀ فوق را دلیل می‌آورد برای آنکه هر مؤمنی گناهی کرده باید متوسّل به رسول خدا و بزرگان دین و مذهب شود مرتکب خطا شده و ربطی به این ایه ندارد .

 
 
 
 
۱۹ تیر ۹۸ ، ۱۰:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

قضاوت های شتاب زده

خاطرات دفترخانه 

در همین جا از مردی نوشتم که با همسر و پسر بزرگ و نوه اش برای دادن وکالت طلاق آمده بود و از شکایت آنها از آن شخص که برغم دهها بار تعهد باز هم پیمان شکنی کرده و با صغیر و کبیر رابطه جنسی برقرار می کرد خانواده اش ادعا داشتند در حال حاضر هم با خانمی که حداقل ده , پانزده سال سنش از او بیشتر است ارتباط دارد و البته آن اقا هیچ کدام از این اتهامات را انکار نمی کرد و تنها مدعی بود بخاطر نیاز مالی مجبور به حفظ ارتباطش با آن زن است و الا سفته هایی را که آن زن از او دارد به اجرا می گذارد

مرد گله داشت که از طرف خانواده طرد شده و حتا شب ها جایی برای خوابیدن ندارد ...بخاطر وضعیت مالی و نا بسامانی که داشت حس ترحم عجیبی نسبت مرد پیدا کردم او را مستاصل می دیدم و به نظرم آدم صادقی می رسید با اینکه اطمینانی به توانایی اش نداشتم از او خواستم تا راهرو دفترخانه را نقاشی کند شاید کمک هزینه ای باشد و او پذیرفت اما بعد از یکی دو روز که مجموعا از چهار , پنج ساعت بیشتر تجاوز نمی کرد کار را رها کرد و دیگر مراجعه ای نداشت ..
دو سه روز بعد پسر بزرگش به دفتر امد و با ابراز شرمندگی از من خواست تا نقاشی نیمه کاره ساختمان را تمام کند راستش همه رنگ هایی را که به در و دیوار زده مالیده بود بخاطر عدم زیر سازی و ...هدر رفت و مجبور شدیم کار را از نو شروع کنیم 
اما ماجری تا همین جا خاتمه پیدا نکرد پسرجوان آن مرد در کنار نقاشی ساختمان و کارهای دیگری که بعد از این جریان و با شناخت بیشتر و از او به عهده اش گذاشتم با من ارتباط نزدیکتری پیدا کرد و وقایع تلخی که هر روز بخاطر شرایط بد پدرش اتفاق می افتاد با من در میان می گذاشت 
یک روز تعریف می کرد طنابی جلو در خانه آنها که مادرش هم آنجا سکونت دارد اویزان کرده و می خواسته خودش را به دار بزند روز دیگر با ظرفی از اسید در محل حاضر شده و قصدش این بود که به صورت خود و همسرش اسید بپاشد و ...
یقین داشتم مرد بد طینتی نیست و از روی خباثت این کارها را انجام نمی دهد یک روز هم به دیدن من آمد می گفت چیزی در بساط ندارم و همه دارایی ام یک ماشین پراید است که اگر خانمم به خانه برگردد به او منتقل می کنم...
بطور خصوصی با پسربزرگ مرد صحبت کردم و از او خواستم تا پدرش را به به یکی از بیمارستان های مغز و اعصاب ببرد اوضاع و احوال مرد نشان از نوعی اختلال روانی داشت

دو روز بعد پسر جوان به دیدنم آمد خوشحال بود می گفت همه ما اشتباه کردیم مادر بیشتر از همه خودش را ملامت می کند پدرم دچار نوعی بیماری است که به گفته پزشکان پنجاه برابر یک انسان طبیعی تستوسترون ترشح می کند او آنگونه که ما تصور می کردیم آدم شهوتران و بی بند و باری نیست و حداقل با آزادی و اراده این کارها را انجام نمی داده مریض است همچنین گفت وقتی پزشک در مورد فاصله نیاز جنسی اش از او پرسید پدرم توضیح داد در یک روز پنج تا شش بار احساس نیاز به ارتباط جنسی با جنس مخالف دارد و...به توصیه پزشک متخصص آن مرد برای کنترل و درمان این بیماری می بایست حداقل بیست روز در بیمارستان بستری و مدتها تحت درمان باشد. 


...خاطرات دفترخانه

۱۸ تیر ۹۸ ، ۱۴:۳۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی