سردفتر اسناد رسمی 695 تهران

افزایش مهریه ممنوع !


آقا داماد و عروس خانم در کنار پدر و مادر خانم عروس درست روبروی من نشسته بودند.
بعد از کلی مشاجره و بگو و مگو بین داماد جوان و مادر خانم ایشان که به علت ناچیز بودن مهریه در قباله ازدواج (یک سکه بهار آزادی ) روی هزار سکه اصرار داشت بلاخره توافق کردند تعداد سکه ها در سند 400 عدد قید شود. 
البته در این تخفیف گرفتن اقای داماد انذارهای بنده هم بی تاثیر نبود 
بگذریم از اینکه هزینه بسیار زیاد سند یعنی چیزی حدود یازده میلیون تومان هم موجب نشد تا مادر عروس خانم کوتاه آمده و به کمتر از این رضایت بدهد

راستش اخذ چنین هزینه زیادی که بخش اعظم آن هم حقوق دولتی است برای تنظیم یک سند ذمه ای (قرض) که می توانست با تنظیم یک فقره سند افزایش مهریه باهزینه بسیار ناچیزی انجام شود عقلانی به نظر نمی رسید چه رسد برای داماد بیچاره که تحت شدیدترین فشار از طرف مادر خانم قرار داشت
مادری که فقط به دنبال سنگین تر کردن دین داماد بود اما امکان افزایش مهریه و به تبع ان تحمل حداقل هزینه سند بخاطر معافیت اسناد مربوط به مهریه در اسناد وجود نداشت زیرا بنا بر نظریه شورای نگهبان افزایش مهریه شرعا جایز نبود و بناچار طرفین خواستار حل قضیه و خواباندن دعوا یعنی نوشتن سند ذمه ای شدن که مدیونیت شوهر رسما تثبیت شود.
از امضای سند یک ساعت بیشتر نگذشته بود که با سر و صدای مادر عروس خانم و فریادهای آقا داماد سکوت دفترخانه شکسته شد خانم به بهانه ای این که قباله ازدواج باید در اختیار خانواده دختر باشد اصرلر داشت تا یک برگ از مصدق سند ذمه ای را تحویل بگیرد و با توجه به نداشتن سمت در آن سند و عدم اجابت ان از طرف همکاران داد و بیداد راه انداخته بود 
و در این وسط معلوم نبود فریادهای داماد و اعتراضش به سندی که ساعتی پیش به اصرار خودش تنظیم شده برای چیست ؟!

....خاطرات دفترخانه 


۱۲ تیر ۹۸ ، ۱۲:۱۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

اجبار مرد به طلاق به زور مهریه


خانم از طرف یکی ازدوستان معرفی شده بود می گفت سی میلیون به یکی از اساتید حقوق دانشگاه داده تا برای گرفتن طلاق از شوهرش او را کمک کند ! جالب اینکه این استاد محترم پروانه وکالت هم نداشت و فقط مشاوره می داد.
خانم توضیح داد چند ماهی است که به خانه پدری رفته و اکنون حاضر شده چنانچه همسرش حضانت فرزندشان را به او واگذار کند به زندگی سابقش برگردد.
توضیح دادم حق حضانت طفل در زمانی که زن و شوهر با هم زندگی می کنند معنا ندارد سرپرستی و حضانت ار اطفال هم حق و هم تکلیف پدر و مادر است و هیچ کدام نمی توانند از انجام این وظیفه به هر علت شانه خالی کنند .

زن و شوهر از دفتر بیرون رفتند و بعد از مدتی برگشته و درخواست شان را به این نحو مطرح کردند که در صورت جدایی سرپرستی طفل با زوجه باشد اما اینجا هم بگو و مگو شد که اگر زن با بهانه هایی موفق به طلاق شد و یا طلاق توافقی واقع شد چرا باید این حق قانونی از مرد سلب شود ؟! 
پیشنهاد کردم سندی تنظیم و ضمن آن شرط کنند در صورتی که شوهر بدون اثبات تقصیر , زن را طلاق داد نگهداری فرزندشان به عهده مادر قرار بگیرد ! 
هردو پذیرفتند و سند تنظیم و به امضای طرفین رسید .
فردای آن روز خانم تماس گرفت که می خواهم مطمئن بشوم سندی که تنظیم شده به نفع من بوده !
عرض کردم :
اولا: شما در مقابل امتیازی که در مورد حضانت فرزندتان بعد از طلاق گرفتید هیچ امتیازی ندادید
ثانیا : اگر این حق هم به شما واگذار نشده بود شما از چه حقی برخوردار بودید



متاسفانه برغم وعده وعیدهای تخیلی که دیگران به شما داده اند هیچگونه امکانی برای گرفتن طلاق از همسرتان که حاضر به طلاق نباشد ندارید 
خانم گفت به من گفته شده می توانم مهریه ام را اجرا بگذارم او را بازداشت کنم مجبور ش کنم طلاق بدهد
گفتم متاسفم همه این راه ها بسته است امروز هیچ مردی بخاطر ندادن مهریه به زندان نمی رود ضمن اینکه رفتن شما از منزل هم موجب می شود شوهرتان با توجه به ناشزه بودن تان درخواست اجازه مجدد از دادگاه بگیرد و در کنار همسر جدید خود زندگی خودش را ادامه بدهد و نهایتا با توجه به اینکه کارمند دولت است یک چهارم حقوقش بابت اقساط مهریه کسر خواهد شد .
در آن صورت هم دو راه بیشتر پیش رو ندارید 
1 - تا اخر عمر به تنهایی سر کرده تا به قول معروف موهایتان هم مثل دندان هایتان سفید شود .

2- به خانه همسر برگشته و یک شب در میان در کنار ایشان شب ها را صبح کنید البته به شرط آنکه میان شما و همسر جدیدش عدالت را پاس بدارد .


. ...خاطرات دفترخانه

۱۲ تیر ۹۸ ، ۱۰:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

گرفتاری افراد محجور


معلوم نبود تا حالا دستگاههای مختلف اداری که سر و کار همه به اون ها میفته کجا بودند که خانم تو سن پنجاه سالگی دچار مشکل شده و امروز پدر پیرش برای گرفتن یارانه و مقرری بهزیستی و ...میخواست از طرف دختر محجور به خواهر کوچکترش وکالت بده !

زمان شروع اختلال روانی دخترش را پرسیدم گفت تو سن پنج سالگی مریض شد و ...
باید به اداره سرپرستی می رفتند اما توضیح قضیه واینکه چه درخواستی باید داشته باشند برای پدر بی سواد و خواهر کم سن و سال و بی تجربه محجور آسان نبود برای همین روی ی تیکه کاغذ نوشتم و دست خواهرش دادم :
دادسرای ناحیه 25 تهران (اداره سرپرستی ) و در خواست صدور حکم حجر خانم از دادگاه ....ضمن تایید مراتب اتصال حجر مشارلیها به زمان صغر وی !

مطابق قانون وقتی زمان محجوریت شخص قبل از رسیدن به بلوغ شخص اتفاق افتاده باشه ولایت پدر کما کان ادامه داره یعنی با صدور رای حجر از طرف دادگاه برای رتق و فتق امور محجور هیچ نیازی به نصب قیم و دخالت اداره سرپرستی باقی نیست و پدر فعال ما یشاء ست.

پ.ن
حجر در لغت یعنی منع و بازداشتن و محجور در اصطلاح حقوقی به کسی گفته می‌شود که از تصرفات و اعمال حقوقی منع شده‌ به عبارت دیگر حجر عبارت است از منع شخص به حکم قانون از اینکه بتواند امور خود را بطور مستقل و بدون دخالت دیگری اداره کند صغیر و مجنون و سفیه محجورند.


....خاطرات دفترخانه


...خاطرات دفترخانه

۱۲ تیر ۹۸ ، ۱۰:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

کتک نزنه و ..


انگار امروز قرار بود موضوع همه اسناد از جنس دعواهای خانوادگی باشه زن جوان با پسر بچه پنج شش ساله بعد از طلاق و رجوع می خواست برای محکم کاری از شوهرش وکالت در طلاق داشته باشه 
البته وکالت فقط با این شرط که کتکش زده باشه یا دوباره سراغ مواد مخدر بره آن هم در صورت اثبات مراتب در دادگاه صالح ! 
شاید می خواست جواب پرسش مقدر منو بده که بی مقدمه گفت فقط بخاطر این بچه است 
زن به همین راضی بود کتک نزنه ! شیشه نکشه !

....خاطرات دفترخانه

۱۱ تیر ۹۸ ، ۱۴:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

شارلاتانیسم


یکی از مراجعان امروز خانمی محجبه (چادری) و میانسال و چاق بود برای آنکه حرفاهایش را دیگران نشنود وسواس زیادی نشان می داد بخاط همین روی نزدیک ترین صندلی به میز من نشست .
گفت چند سالی می شود که برادرش محجور ( کسی که بخاطر ضعف قوای عقلانی در تصرف در اموالش ممنوع شده) است و او قیمومیتش را به عهده دارد همسر اول برادرش طلاق گرفته و آنها (خانواده محجور ) توانسته اند با زحمت زیاد یک دختر شهرستانی که از خانواده ضعیف و خودش هم بیسواد است به عقد او در آورند زن گفت برادرش حدود شصت و پنج سال سن و از همسر اولش هم یک پسر سی ساله دارد .
زن خیلی پراکنده گویی می کرد و به روشنی معلوم نبود خواسته اش چیست گفت پدرمان جند سال می شود که فوت شده و ثلث موالش را هم به نفع مادرمان وصیت کرده و می دانیم اگر مادر هم فوت کند اموالش بین خوهران و برادرم تقسیم می شود در حالی که برادرم علاوه بر اینکه محجور و معتاد به مواد مخدر است مبتلا به بیماری پارکینسون هم هست گفتم خوب انشاء الله خداوند به مادرتان عمر طولانی بدهد اما بعد از مادر هم جای نگرانی نیست شما قیم برادر هستی و می توانی با ارثیه ای که سهم برادرتان می شود او را اداره کنی ... احساس می کردم نگاه های زن به من نگاه عاقل اندر سفیه است بلاخره مجبور شد حاشیه سازی را کنار گذاشته و بنده را شیر فهم کند که تمام نگرانی او و خواهرانش این است با فوت مادر برادرشان هم بمیرد و همسر او که تازگی ها به صرافت افتاده مهریه اش یعنی هفتصد سکه طلا را از اموال و ماترک برادر مطالبه کند 
پرسیدم خوب چطور موقعی که آن دختر بیچاره را به عقد برادر خل و چل و معتاد و بیمار تان در آوردید چنین روزهایی را پیش بینی نکردید زن گفت چه می دانم گفتیم برادر معتادمان که مالی ندارد و این دختر هم این چیزها حالیش نیست و ...کم کم احساس می کردم حوصله ام از یاوه گویی های زن سر رفته سعی کردم آرامش خودم را حفظ کنم پرسیدم خانم چه کاری می توانم برای شما انجام بدهم زن خیره خیره به من نگاه می کرد و انگار تنها با کلام نمی توانست منظور خودش را بیان کند
بلاخره گفت آقا من می دانم فقط شما که سردفتر هستید می توانید مشکل ما را حل کنید گفتم سرکار خانم قانون شرع تکلیف شما را روشن کرده اگر من هم قرار بود تصمیم بگیرم وجدان و انصاف غیر از این حکمی نداشت زن گفت منظورم این است که حالا وصیت نامه ای چیزی از برادرم بگیرید که اموالش را بعد از مرگ حداقل این زن نتواند بالا بکشد....! زن نمی فهمید اگر قلب سردفتر را هم سگ خورده باشد و امکان تنظیم یک وصیت نامه ای از طرف فرد محجور وجود داشت بعد مرگ برادرشان باز هم با وجود طلب همسر جایی برای مطالبه سایرین که علی فرض محال وصیتی به نفعشان شده باقی نمی ماند.

...خاطرات دفترخانه

۱۱ تیر ۹۸ ، ۱۴:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

وفاداری شرط اول زندگی مشترک



بازار معاملات مسکن و اتومبیل کلا خوابیده ! خوابیده که خوابیده من هزار تا کار دارم .چوان حدود سی و دو سه سال داشت با سر و وضعی خیلی ساده و بسیار معمولی همانطور ساده و بی تکلف هم حرف می زد اجازه بدهید گفتگوی امروزم با این جوان را تا آنجا که در خاطرم مانده عینا بنویسم :
جوان : همسرم می خواهد مهریه اش را ببخشد 
من : مهریه چقدره
جوان : 360 سکه بهار آزادی
من : تاریخ عقدتان کیه 
چوان : سه ماهی می شه !
من : خوب بهتر نبود ممان زمان عقد مهریه را کمتر می نوشتید ؟
چوان : نمی شد آخه جریان داره چند ماه قبل توافقات مان را تو جلسه بله برون مکتوب کردیم و بعد هم صیغه عقد موقت جاری شد چند ماه دوران نامزدی طول کشید تا بر مبنای همان توافقات عقد دائم خواندیم 
من: خب حالا به چه دلیل به همان قرار و مدار نمی خواهید پای بند باشید و خانم میخاد مهریه اش را ابراء کنه 
جوان : راستش بعد از صیغه موقت بود که متوجه شدم خانمم قبلا با شخص دیگری ارتباط جنسی داشته ....قرار گذاشتیم من موضوع رو برملا نکنم اون هم مهریه اش را ببخشه !
من : خب فکر می کنی اگر این خانم طلبش را به تو ببخشید بعد از این می توانی بی خیال قضیه باشی و همه چی را فراموش کنی ؟ البته این قضیه را هم نمی توان نادیده گرفت که هر انسانی ممکنه که مرتکب اشتباهی بشه و بعد هم از اشتباهش برگرده . اگر واقعا خطایی مرتکب شده و حالا هم از گذشته اش پشیمان شده بهتر نیست تو هم فراموش کنی ؟.
جوان : نه فکر نمی کنم چون بعد از آن قضیه هم چند بار رفتارش را زیر نظر داشتم رفیق بازه جند بار هم دیدم سیکار می کشید اما وقتی راجع سیگار کشیدنش پرسیدم انکار کرد !
من : ای بابا یعنی هنوز زندگی مشترک تان را شروع نکردید ؟
جوان : نه قراره تا یکی دو ماه آینده مراسم داشته باشیم .

راستش همان اول ماجرا وقتی جوان گفت که دو سه ماه بیشتر نیست عقد رسمی کردند می خواستم عذرش را بخواهم اما وقتی دقیقا حرفاش را شنیدم به نظرم رسید برای این جوان که فریب دختری را خورده که از حد اقل صداقت در بیان واقعیت قبل از ازدواج برخوردار نبوده و معنای وفاداری را نمی فهمه و امروز هم مسیرش رو عوض نکرده و معلوم نیست فردا با این اهرمی که در اختیار داره چه بلایی میخاد بر سر این جوان بیاره شاید این کوچک ترین خدمتی باشه که بتوانم انجام بدهم در هر حال تا شنیدن صحبت های همسر این مرد جوان منتظر می مانم.


...خاطرات دفترخانه

۱۱ تیر ۹۸ ، ۱۴:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

مهریه ده کیلو طلا به رسم طایفه


پیرمرد بسیارموقر و خوش بیان به نظر می رسید گفت عروسش قصد دارد تا مهریه در ذمه خود را ابراء کند(ببخشد)
توضیح داد که پسرش دارای مدرک داروسازی است و همسر ایشان یعنی عروس او مدرک مهندسی پزشکی دارد و بخاطر مشغله زیاد نتوانسته اند شخصا مراجعه کنند .
قباله ازدواج را تورقی کردم بی اختیار چشمم به مهریه خانم افتاد برغم آمار بالایی که در تنظیم اینگونه اسناد دارم باورش برای من خصوصا با وجهه ساده و مذهبی پیر مرد آسان نبود برای همین و اطمینان بیشتر از آن آقا میزان مهریه را پرسیدم گفت "ده کیلو طلا" !
راستش نتوانستم تعجبم را از این مقدار مهریه پنهان کنم برای همین دوباره سوالم را تکرار کردم . پیر مرد گفت ما هم وقتی به خواستگاری این خانم رفتیم و پدرشان(اصالتا از عرب های اهل اهواز بودند) این شرط را مطرح کردند خیلی تعجب کردیم اما وقتی ایشان توضیح دادند که این رسم طائفه است و به هیچ وجه حاضر نیستند بر خلاف این رسوم عمل کنند بخاطر تفاهم و علاقه دو جوان چاره ای جز قبول نداشتیم .
جالب اینکه بالا بودن هزینه سند هم موجب نشد تا خانم مهندس از وعده ای که برای بخشش تمام مهریه خود بعد از مراسم ازدواج به همسرش داده بود تخلف کند.

....خاطرات دفترخانه

۱۱ تیر ۹۸ ، ۱۴:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

ازدواج کودکان


مراجعه کننده خانمی بیست هشت ساله و باز هم موضوع مورد درخواست تنظیم سند در مورد مهریه و گرفتن وکالت طلاق از مرد منتهی با این تفاوت که خانم حاضر شده بود برای گرفتن وکالت برای موافقت با طلاق توافقی علاوه بر مهریه و نفقه و احرت المثل و سایر حقوق مالی خود سی و پنج میلیون تومان هم به شوهرش ببخشد (بذل کند) .
خانم با ارائه کارت ملی خودشان گفت آقا تو را به خدا به جهره مظلومانه اش نگاه نکنید هر کس او را می بیند فکر می کند امامزاده است اما نمی دانید چه آدم موذی و بد ذاتی است چند ساله که بی کاره دنبال کار هم نیست و همه مخارج خانواده را من مجبورم تامین می کنم .
از شغلش پرسیدم در یکی از بیمارستان های خصوصی کار می کرد پدرش هم به دلیل اختلافات دختر و دامادش ظاهرا تازه از شهرستان آمده و همراه زن جوان بود برای تعیین تکلیف حضانت طفل مشترک در وکالت نامه و اینکه اگر فرزندی دارند چند سال سن دارد پرسیدم که خانم گفت دخترشان شانزده ساله است !
برای یک لحظه بی اختیار به چهره پدر دختر خیره شدم ازدواج دختری دوازده و روانه کردن آنها به تنهایی از شهرستانی کوچک به شهری بزرگ با وجود انواع آسیب هایی که در تهران انتظارش را می کشید ؟!
نمی دانستم چه بگویم با لهجه شمالی حرفایی زد که زیاد بخاطرم نمانده !
هر دو آنها بعد از ارائه مدارک و مستندات تا آماده شدن سند و مراجعه آن خانم با همسرش دفترخانه را ترک کردند .
دو سه ساعت بعد زتگ تلفن به صدا در آمد همان خانم بود با صدای بغض الود از من خواست برای نوشتن سند فعلا دست نگهدارم ظاهرا شوهرش زیر توافق شان زده و برای امضای سند و دادن وکالت علاوه بر بخشیدن همه مطالبات خانم و سی و پنج میلیون تومان که قرار بود نقدا دریافت کند خواسته بود تا تمام اثاثیه خانه و دار و ندارش را هم در برابر حق طلاق به او واگذار کند !


....خاطرات دفترخانه

۱۱ تیر ۹۸ ، ۱۳:۳۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

پرنده هایی که پرواز کردن نمی دانند



ساعت , یازدهِ قبل از ظهر رو نشان می داد آقا و خانمی برای تنظیم وکالتنامه طلاق آمده بودند .
مرد جوانی که بچه کوچکی هم در بغل داشت همراهشان بود که بعد معلوم شد پسر بزرگ و نوه آنهاست .
بر خلاف مرد که کاملا خون سرد و آروم به نظر می رسید همسرش ملتهب و آشفته بود جوان به بهانه ساکت کردن بچه از اتاق خارج شد و تو سالن قدم می زد ظاهرا هیچ تمایلی به دخالت در این قضیه نداشت و شاید هم خجالت می کشید.

زن که نمی توانست جلوی بغض و اشک های خودش رو بگیره بدون توجه به توصیه های مکرر شوهرش که از او می خواست از جزئیات اختلاف شان حرفی نزنه یک یک ریز از فحش و بد دهنی و اینکه مرد هر روز از ارتباط جنسی اش با زن های دیگه و مشروب خوردنش تعریف می کنه ...می گفت و شوهرخانم همچنان بدون اینکه حرفای زن رو تایید و یا تکذیب کنه ازش می خواست سکوت کنه و چیزی نگه ! 
قباله ازدواج شان رو که رنگ و لعابی نداشت و از وسط پاره و چسباده شده بود ورق می زدم سی و هفت سال از زندگی مشترک شان می گذشت 
سی و هفت سال پیش زنی که امروز در برابر من ایستاده در زمانی که به خانه بخت رفته بود هیچگاه تصور نمی کرد جوانی که با او ازدواج می کنه بعد از سال ها زندگی مشترک و با داشتن چند فرزند و عروس و نوه به قول معروف شلوارش که دو تا شد فیلش یاد هندستون کرده و قصد جدایی داشته باشه مرد هم از این می گفت که همه حق و حقوقت رو کامل دادم و چیزی از من طلب نداری باقیمانده اون رو هم امروز نقدا پرداخت می کنم .
حقیقت اینه که اون پرنده سی و چند سال پیش امروز نه بالی برای پرواز داشت و نه پرواز کردن می دانست 
قفس خانه برای زن مامن و محل تامین آب و نان و همه چیزش بود.


...خاطرات دفترخانه

۱۱ تیر ۹۸ ، ۱۳:۳۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

یِ سوال فنی



آدم آس و پاس و بی قیدی بود با جُثه ریزه میزه و لباس نامرتب خانم و پسر بزرگش همراهش بودند پسرش رک در اومد و گفت آقای سردفتر این اقا تو محل آبرو برای ما نگذاشته پیرزن هفتاد ساله رو میاره خونه اون هم وقتی مادرم تو خونه ست بار اولش هم نیست ... نه خرجی میده نه اجاره خونه 
مرد از پنجره به بیرون ذل زده بود و چیزی نمی گفت... بلاخره به همسرش وکالت داد تا هر وقت خواست با بذل تمام مهریه و سایر حقوق مالی دوران زندگی مشترک طلاق بگیره .
مرد گفت هیچی تو بساط نداره هزینه سند رو هم خانم پرداخت کرد پرسیدم شغلت چیه گفت همه کار می کنم از نظافت خانه ها تا نقاشی ساختمان و کارهای دیگه !
به نظر میامد از نظر روانی بیماره از طرفی تو خونه هم راهش نمی دادن مدتی بود می خواستم راهرو دفتر رو نقاشی کنم گفتم حاضری این کار رو انجام بدی گفت همه کار می کنم وقتی از اتاق من بیرون رفت از پسرش سوال کردم نقاشی ساختمان بلده سرش رو طوری تکان داد که معلوم بود کارش چنگی به دل نمی زنه با این حال دلم می خواست ی کمکی بهش بکنم منتهی نه مجانی 
روز بعد با دست خالی تو دفتر حاضر شد با هر وسیله که بود مقدمات کار رو برایش فراهم کردیم دو سه ساعت بعد سرش رو تو اتاق من کرد گفت می تونم ی سوال فنی بپرسم ؟
گفتم : بپرس 
گفت : خانمم مهریه اش رو اجرا گذاشته مگه با وکالت طلاق مهریه شو نبخشید ؟

توضیح دادم نه خانم شما در صورتی می تونه طلاق بگیره که تمام مهریه و نفقه و ... ببخشه اما معناش این نیست که مادام که طلاق نگرفته حق گرفتن مهرش رو نداره 
پرسید : یعنی الان هم می تونه مهریه اش رو بخاد و هم طلاق بگیره ؟
گفتم : نه اگر مهریه اش رو وصول کنه موقع استفاده از وکالت طلاق چاره ای نداره مگر اینکه مهریه وصول شده رو برگردونه .
بعد که خیالش راحت شد پرسید حالا که مهرش رو اجرا گذاشته یعنی باید برم زندان ؟
گفتم : نه "المفلس فی امان الله "


....خاطرات دفترخانه

۱۱ تیر ۹۸ ، ۱۳:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی