سردفتر اسناد رسمی 695 تهران

۷ مطلب در آبان ۱۳۹۸ ثبت شده است

محلل


خواستند وکالت طلاق بنویسم شناسنامه مرد را ورق زدم دو بار عقد و جدایی با همین خانم و این بار عقد ازدواج برای بار سوم !
چنانچه رابطه با طلاق خاتمه پیدا کند از نظر قانون و شرع پرونده این تراژدی مضحک برای همیشه مختومه خواهد شد الا اینکه یک مرد اجنبی { محلل } با یک اقدام فداکارانه ! و ازدواج با همسر فعلی این مرد و طلاق او بخواهد این دور باطل را بار دیگر به جریان بیاندازد

۲۲ آبان ۹۸ ، ۱۷:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

بفرمایید شام

 

آقا ماشاء الله مثل همیشه تو تاریکی شب خسته و مونده از سرکار یک راست به خانه آمده بود با اینکه سن شناسنامه ایِ او بیشتر از شصت و دو سه سال نشان نمی داد اما ظاهرش خیلی پیرتر به نظر می رسید.

وقتی سفره شام پهن شد و بوی خورش قرمه سبزی و پلو ایرانی فضای اتاق رو پُر کرد برق خوشحالی را می شد تو چشمان آقا ماشاء الله براحتی دید انگار تمام سختی کار آن هم با یک وانت فکسنی که هروز ی عیب و ایرادی پیدا می کرد توی این شهر شلوغ به یک باره از تنش در میامد

شاید برای من و امثال من تماشای آن دیس پلو و خورش قرمه سبزی چرب و چیلی تنها معناش کلسترول بد و نشاسه زیادش باشه اما حقیقت اینِ که معنای زندگی آقا ماشاء الله تو همین دیس پلو و خورش قرمه سبزیِ خلاصه شده چیزی که اگه ان را هم به هر علت ازش دریغ کنند هیچ انگیزه ای برای اینکه ی صبح دیگه از خواب بیدار بشه نداره !

۲۲ آبان ۹۸ ، ۱۷:۴۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

جبران خیانت !

زن همراه دختربچه سه , چهار ساله اش روبروی من نشسته بود و مرد بیرون از اتاق مشغول هماهنگی و دادن مدارک لازم برای تنظیم سند بود
خانم بسیار محجوب و ماخوذ به حیا به نظر می رسد خیلی آرام و شمرده گفت می خواهم شوهرم به من وکالت در طلاق بدهد اما هنوز جمله بعدی از دهانش خارج نشده بود که دختر کوچولو با چشمانی بهت زده و لحنی بغض آلود به چهره مادرش زل زد و پرسید مامان طلاق , طلاق ؟!
ابدا انتظار این عکس العمل را از دختر بچه که تازه پا به سن چهار سالگی گذاشته بود نداشتم
مادر دختر که دست و پایش را گُم کرد بود سعی می کرد به او بفهماند که قرار نیست تا از پدرش جدا شود
در این اوضاع و احوال مرد هم به داخل اتاق آمد و کنار همسرش نشست از او پرسیدم آیا درست است که علاوه بر وکالت قصد دارد تا آپارتمانش را هم به خانم واگذار کند ؟
گفت بله هرچه که خانم گفته قبول دارم ! ...
این اولین مورد از مراجعات من نبود که مردی برای جبران یک خطای بزرگ تلاش می کرد تا آب رفته را به نحوی به جوی بازگرداند اما اینکه تا چه اندازه اینگونه بذل و بخشش ها بتواند مرهمی باشد بر زخم های عمیق بر روح و روان زنی که مجبور است به هزار و یک علت چنین مردی را تحمل کند مطلب دیگری است ...!

۲۱ آبان ۹۸ ، ۱۲:۵۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

تعهدنامه عجیب

 

این یکی , از عجیب ترین سندهای تعهد بود که از من درخواسته شد تا تنظیم کنم :
به درخواست مرد زن متعهد شود :

1 - شوهرش را کتک نزند

2 - به شوهرش فحش و ناسزا نگوید

3 - درب خانه را به روی او قفل نکند و مانع خروجش از منزل نشود

4 - حق سکونت با مرد باشد

5 - به خانواده شوهرش توهین نکند

6 - ...

وقتی از مرد پرسیدم چطور با چنین زنی شش سال زندگی مشترک داشتی و این چه تعهدی است که قرار است به شما بدهد گفت آقا من همسرم را دوست دارم و می خواهم با او زندگی کنم !

۱۷ آبان ۹۸ ، ۱۲:۱۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

جهیزیه کلا به عهده مرد است

مرد عصبانی به نظر می رسید این اولین بار بود که برای  پسر دومش به خواستگاری می رفت می گفت دوره زمانِ عوض شده همه قصد کلاهبرداری دارند ... شرط خانواده عروس خانم این است که

اولا : از 350 سکه بهار آزادی مهریه فقط نصف آن عندالاستطاعه باشد ثانیا : در قباله ازدواج نصف مهریه عند الاستطاعه نوشته شود

ثالثا- نصف مهریه عندالمطالبه  را هم داماد نقدا بپردازد تا جهیزیه عروس را تهیه کنند

آقا مگر جهیزیه با داماد است ؟ عرض کردم :

1- اینکه جنابعالی و اقا پسر محترم تان قبول کرده اید مهریه 350 سکه طلا باشد یعنی پذیرفته اید که این مقدار سکه بدهکار هستید و شرعا و قانونا باید بپردازید 2 - شرط عندالمطالبه ماهیت دین را که معلق بر توانایی بدهکار در انجام تعهد یعنی پرداخت دین است تغییر نمی دهد بنابر این چه مهر عندالاستطاعه باشد و چه عندالمطالبه قید  شود مرد تنها در صورتی مکلف به پرداخت است که استطاعت مالی داشته باشد

3 - طبق قانون و شرع جهیزیه جزو نفقه است و تهیه آن به عهده مرد است حالا اگر خانم حاضر شده آن را از محل قسمتی از مهریه خود تهیه کند در حقیقت ایثار کرده !    

۱۱ آبان ۹۸ ، ۱۰:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

به زلالی آب چشمه

این روزها گاهی حافظه ام یاری نمی کند مدتها بازرس ثابت دارایی در دفترخانه ها بود چند دقیقه طول کشید تا چهره اش را به یاد بیارم.
از آخرین بار که برای بازرسی آمده بود پنج , شش سال می گذشت تردید نداشتم که بازنشسته شده بازرسی های دارایی در دفاتر معمولا یکی دو هفته طول می کشد آدم بسیار منظم و دقیقی بود به اتاق خودم دعوتش کردم .
برخوردش برخلاف سابق که همیشه جدی و خشک بود دوستانه و بی تکلف به نظر می رسید انگار آن نقاب اداری را که تصور می کرد می تواند مانع توقعات و انتظارات دیگران از یک بازرس دارایی باشد از صورتش برداشته بود و حالا می شد چهره آرام و صمیمی او را تشخیص داد.
سی سال خدمت صادقانه و پاک در اداره ای که همه شیاطین جن و انس دست به دست هم میدهند تا پای انسان را بلغزانند کاری ساده ای نیست.
از رئیس بی تجربه و صفر کیلومترش در سال آخر گله داشت که چطور با یک دستور و نامه تند اداری و تهدید آمیز که تنها به قصد ابراز وجود نوشته بود او را از یک روز خدمت بیشتر در کار دولتی بیزارش کرد
او شاد بود اگر چه حقوق و مزایای دوران بازنشستگی قابل مقایسه با زمان اشتغال نیست
گفت برخلاف گذشته فرصت دارم همه دیدنی های شهر را ببینم به مسافرت بروم فیلم تماشا کنم و پیاده روی و ورزش کنم و ...من یک روستا زاده ام اگر شرایط اقتصادی و زندگی در تهران سخت شود به زادگاهم در روستا بر می گردم

موقع خداحافظی شماره موبایلش را داد و گفت دخترم تو تلگرام فعالیت می کند از شهرستان زیتون می اوریم کیفیتش خوبه اگر پسندیدید سفارش بدهید یا با پیک یا خودم برایتان می آورم.

۰۹ آبان ۹۸ ، ۰۰:۰۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

پسرم یک ترنس است

 

خانم میانسال بود و بسیار آرام به نظر می رسید قصد مشاوره داشت - یکی از فعالیت های روزمره من دادن اینگونه مشاوره هاست - خودش را معرفی کرد و گفت پسرم قصد ازدواج دارد با دختر مورد علاقه اش سالهاست رابطه دوستی دارند .
پرسیدم آیا شما هم در جریان این دوستی بوده اید گفت بله او یک ترنس است مراحل آخر تطبیق جنسیت خودش را می گذراند می خواستم بدانم اگر خانواده دختر را در جریان وضعیت پسرم قرار ندهیم آیا ممکن است در آینده برای او ایجاد دردسر کنند؟
گفتم از نظر قانونی خیر چنانچه دختر خانم به سن رشد رسیده باشد از این حیث مشکلی نیست گفت بله دختر خانم 21 سال سن دارد ضمن اینکه خودش بسیار مشتاق این ازدواج است.
پرسش دیگرش این بود که چه اقدام احتیاطی می تواند انجام دهد تا بعدها مشکلی پیش نیاید پیشنهاد کردم از دختر خانم خواسته شود تا با تنظیم سند در یکی از دفاتر اسناد رسمی اظهار و اقرار نماید که با علم به تراجنسی بودن همسرش در سابق , اقدام به ازدواج با او کرده ... مادر  که معلوم بود با شرایط ویژه فرزندش خوب کنار آمده تشکر کرد و رفت.

۰۴ آبان ۹۸ ، ۱۰:۵۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پرویز رضایی