با سلام و ادب از جنابعالی بسیار شنیده ام معنای "صلوه"را رویکرد ترجمه فرمودید و با انطباق این معنا با واژه" صلاه " به معنایی اعم , سعی نموده اید در مورد مفهوم بسیاری از ایات قرآن که حکایت از امر به صلوه و یا اخبار (با کسر را ) نسبت به آن است توجیهی منطقی و مقبول ارائه نمائید . شاید با این پیش فرض که معنای لغوی و متداول از این کلمه را که غالبا از طرف لغت شناسان به معنای دعا ,تعظیم و نماز آمده برای تفسیر تمام ایاتی که در ان از واژه صلوه استفاده شده اقناع کننده نیافتید و چه بسا این موضوع انگیزه ای گردید برای تلاش جنابعالی در مورد پاسخگویی به حل مشکل مفاهیم گوناگون که در ایات مربوط به این واژه به نظر می رسید و انتخاب لفظ رویکرد به معنایی عام و کلی می توانست به حل و جمع این ایات با استفاده از یک معنای واحد کمک کند . به عنوان مثال در سوره نور آیه 41 که صراحتا از صلوه پرندگان یاد شده " أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ"و یا در ایه 43 سوه احزاب که سخن از صلوه خداوند و ملائکه بر مسلمانان است "هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا " همچنین امر به صلوه مومنین به پیامبر در سوره احزاب ایه 56 " إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا " و یا صلاه پیامبر بر مسلمانان در آیه 103 سوره توبه "خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَیْهِمْ ۖ إِنَّ صَلَاتَکَ سَکَنٌ لَّهُمْ ۗ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ و سایر ایات قران که در انها لفظ صلاه ظهور در معنای اصطلاحی نماز دارد با بکار گرفتن این عبارت یعنی رویکرد قابل فهم خواهد گردید . مع الوصف برغم ظاهر منطقی عبارت رویکرد از لغت صلوه این برداشت مواجه با ایراداتی است که به سادگی نمی توان از آنها گذشت اولا اینکه معلوم نیست چنین برداشتی از لغت صلوه چه جایگاهی در لغت عرب دارد لغات در هر زبانی از زبان ها برای معنی و یا معانی خاصی وضع شده اند که برای فهم صحیح از انها باید به کتب لغت مراجعه نمود در حالی که چنین ترجمه ای از واژه صلوه در کتابهای لغت عرب بی سابقه به نظر می رسد. ثانیا از لفظ صلوه در هیچ جمله ای عبارت رویکرد متبادر به ذهن نیست. ثالثا لغات محمول معانی عرفی می باشند در صورتی که این معنا از صلوه به هیچ وجه در عرف نیز شناخته شده نیست.رابعا نه در بین اصحاب رسول الله (ص) که مخاطبین اصلی ایات قران بوده اند و نه تابعین که زبان اصلی آنها زبان عربی بوده و همچنین سایر مفسران قران در این چهارده قرن و اندی چنین برداشتی از این لغت سابقه ندارد . بناء تصور می کنم همین مقدار به عنوان ادله نقض برای این واژه کلیدی از قرآن کافی باشد اما دلیل حلی ان به نظر بنده مفهومی است که مرحوم علامه طباطبایی در ذیل ایه 43 سوره احزاب در مورد این لغت فرمودند: "هو الذى یصلى علیکم و ملئکته لیخرجکم من الظلمات الى النور"معناى جامع کلمه (صلاه ) - به طورى که از موارد استعمال آن فهمیده مى شود - انعطاف پذیر شدن و نرم شدن و توجه کردن است، چیزى که هست این معناى جامع به خاطر اختلاف مواردى که به آن نسبت داده مى شود مختلف مى شود، و به همین جهت بعضى گفته اند: صلات از خدا به معناى رحمت، و از ملائکه به معناى استغفار، و از مردم دعا است، لیکن این را نیز باید دانست که هر چند صلات از خدا به معناى رحمت است، اما نه هر رحمت، بلکه رحمت خاصى که ذخیره آخرت براى خصوص مؤمنین است، و سعادت آخرتى آنان و فلاح ابدیشان، مترتب بر آن مى شود، و بدین جهت است که به دنبال جمله مورد بحث علت صلوات فرستادن خداى تعالى را چنین بیان کرده : (لیخرجکم من الظلمات الى النور و کان بالمؤمنین رحیما) صلوات مى فرستد، تا شما را از تاریکى ها به سوى نور بیرون آورد، چون او همواره نسبت به مؤمنین رحیم است.با آرزوی توفیق برای استاد