سردفتر اسناد رسمی 695 تهران

نکته های قرآن (بیست و نهم ماه رمضان)


محققا کسانى که گفتند پروردگار ما خداست‏ سپس ایستادگى کردند بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد (سوره احقاف آیه 13)

بارها عرض کردم که به اعتقاد من هم گوهر ادیان عموما و اسلام خصوصا اخلاق است 
همانطور که در روانشناسی اخلاق به آثار و نتایج اخلاقی زیستن در بعد روانی انسان پرداخته شده و بسیاری بر این باورند احساس آرامش و امنیت درونی یکی از نشانه های سلامت روانی است .
و شاید به جهت همین جهت است که در قران نیز به این احساسات و عواطف انسانی به عنوان پاداشی برای انسان های تراز مکتب اشاره شده است.

در ایه بالاخداوند موحدین و یکتا پرستان حقیقی که را که بر طریق ایمان محکم و استوار می ایستند به دو نعمت یزرگ بشارت داده :
1- نداشتن ترس و وحشت ناشی از جهل و نادانی ار آینده نا معلوم که می تواند آرامش درونی انسان راهمواره مورد تهدید جدی قرار دهد .(لا خوف علیهم)

2- ایمنی از حزن و اندوه از گذشته که چه بسا با اشتباهات و خطاهای کوچک و بزرگی عجین بوده است و انسان را غمگین و آزرده خاطر می کند.(و لا یحزنون)

در آخرین روز ماه رمضان خدا را شاکرم که این توفیق را نصیبم کرد تا وعده که داده بودم محقق شود با تاکید بر اینکه خطای آنچه گفته شد ناشی از نقص و بضاعت مزجات این بنده از علم و دانش و درستی و صواب آن مرهون لطف و عنایت رب العالمین بوده است.
در خاتمه بر خود لازم می دانم از توجه همه عزیزانی که در این مدت با حوصله و بزرگوارانه این سلسله گفتارها را دنبال کرده و بعضا با نظریات مشفقانه خود بنده را یاری کردند تشکر کنم.

پ.ن 
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ

۱۶ تیر ۹۸ ، ۱۹:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

ضرورت اخذ حق طلاق

آنهایی که طعم پدر بودن را چشیده اند بهتر می دانند که چه سخت است از فلاکت و بد بختی دختر و چگرگوشه خود برای دیگران گفتن .
مرد حدود پنجاه سال سن داشت با ظاهری مذهبی و البته بسیار مودب و با وقار آرام و شمرده حرف می زد و با وجود اضطراب و نگرانی شدید سعی می کرد خودش را خونسرد نشان بدهد.
گفت که چهار سال پیش دخترش در دوره فوق لیسانس با یکی از دانشجوهای دانشکده آشنا شده و با هم ازدواج کرده اند
بعد از گذشت دوسال یک روز که زن به خارج از منزل رفته وقتی به خانه بر می گردد متوجه می شود اقای داماد با یک دختر جوان در خانه خلوت کرده و ... کار به مشاجره و دخالت خانواده های دوطرف کشیده می شود و در نهایت با اظهار ندامت و پشیمانی شوهر قضیه فیصله پیدا می کند .
مرد با بغضی که در گلو داشت ادامه داد برخلاف انتظار و برغم قول و قرار های قبلی متاسفانه این موضوع ختم به خیر نشد و اخیرا دخترش با وجود اینکه از این جوان حامله می باشد با خبر شده شوهرش در روزهای تعطیل به بهانه کوهنوردی با خانم دیگری ارتباط دارد .
راستش نمی دانستم که ان مرد چه انتظاری از من دارد اما مطمئن بودم برغم تمایل فراوان برای کمک و راهنمایی او کار چندانی نمی توانم برایش انجام دهم .واقعیت چنین است که برای حل امثال این مورد و دهها و صدها مورد دیگر تیغ قانون بسیار کند تر از آن است که به نظر می رسد وحقوق موضوعه بسیار ناتوان تر است که در این معرکه به یاری مظلوم قیام کند و حق آنان را از امثال این بوالهوسان بستاند و آنان را از این گونه زندگی های نکبت بار برهاند.
به نظرم کمترین حق زن به عنوان عضوی از جامعه بشری در این مصاف نابرابر حاکم شدن در تعیین سرنوشت و آینده خویش است.
بارها و بارها این حقیردر همین صفحه و با بیان موارد متعددی از این قبیل توصیه کرده ام که اگر چه به هر دلیل و علت قوانین جاری مملکت در این گونه امور و نا بسامانی ها که ادامه زندگی مشترک را برای زوجه ناممکن می کند فشل و نا کارامد است اما با استفاده از راهکارها و ترفندهایی که در خود قانون پیش بینی شده می توان تا حدود زیادی از اینگونه بیعدالتی ها پیشگیری کرد آیا وقت ان نریسده که والدین دختران فرهنگ غلط " دختری که با لباس سفید به خانه شوهر رفت با کفن سفید از خانه او بیرون می آید را به زباله دان تاریخ بسپارند و در جهت برقراری حقوق مساوی و پیشگیری از افتادن عزیزانشان در مخمصه هایی که نمونه هایی از آن بیان شد بر شرط وکالت در طلاق برای زن از همان گفتگوهای اولیه پافشاری کنند؟...


... خاطرات دفترخانه

۱۶ تیر ۹۸ ، ۱۹:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

بد فرجامی ایثار بیش از آستانه تحمل


با مشقت پدر و برادرش او را که بخاطر فلج هر دو پا روی ویلچر نشسته بود از پله ها بالا آوردند .
پدرش روحانی و برادر بزرگتر هم طلبه بود همسر مرد جوان بیست و یکی دو سال بیشتر نداشت به نظرم او هم درس طلبگی می خواند پدر دخترخانم برای اینکه رضایت خودش را اعلام کند زودتر از آمدن من آمده و رفته بود.
حاج آقا پدر مرد جوان او را با ولیچر به داخل دفتر کار من آورد خانمش هم همراهشان آمد.
از همسر مرد علت حضورش را پرسیدم گفت می خواهد مهریه اش را ابراء کند منتهی به این شرط که شوهرش به او وکالت بدهد تا بتواند خودش را مطلقه کند با توجه به شرایط سنی خانم از او پرسیدم :
آیا مطمئن هستی می خواهی تمام 114 سکه مهریه ات را ببخشی ؟
سرش را تکان داد 
پرسیدم : منظورتان را متوجه نشدم من باید یقین داشته باشم که شما برای انجام این کار رضایت دارید 
گفت چاره ای ندارم ... آدرس محل سکونت شان را پرسیدم از محل دفتر خانه فاصله زیادی داشت دخترخانم توضیح داد چند ماهی است که در منزل پدری زندگی می کنم ایشان هم در منزل پدرشان هستند منزل پدری ام در همین نزدیکی است.

موقع امضای سند متوجه شدم مرد جوان علاوه بر فلج هر دو پا شدیدا کم بیناست
برای همین مجبور شدم از پدر و برادر بزرگتر او به عنوان معتمد استفاده کنم

تجربه گویای این حقیقت است که فرجام بسیاری از پیوندهای زناشویی که صرفا تحت تاثیر عواطف و احساسات و ناشی از انگیزه های اخلاقی و ایثارگرانه می باشد بدون درنظرداشتن ظرفیت و آستانه تحمل زوجین خصوصا زوج های جوان در برابر نیازهای طبیعیِ انسانی فرجام تلخی است..


...خاطرات دفترخانه

۱۶ تیر ۹۸ ، ۱۲:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

تعهد مرد به عدم مزاوجت در مدت محدود

مرد جوان با اشاره به خانم محجبه ای که کنارش نشسته بود گفت مدتی است با ایشان آشنا شده ام و همدیگر را دوست داریم اما هنوز نتوانسته ام مادرم را که بعد از فوت پدر تنها تکیه گاهش من هستم برای ازدواج راضی کنم فرصت بیشتری لازم است اما از طرف دیگر پدر خانم تا اماده شدن مقدمات عقد دائم برای جاری کردن صیغه محرمیت رضایت ندارد ...دنبال راه حلی بود تا پدر دختر را به نحوی راضی کند.
پدر به درستی معتقد بود در صورت جاری شدن صیغه عقد موقت و بهم خوردن قرار ازدواج دخترش شرعا و از منظر عرف بیوه محسوب خواهد شد.
دخترخانم که بعدا معلوم شد فارغ التحصیل رشته حقوق هم هست ابدا چیزی نمی گفت مرد جوان گفت رابطه ما تنها بر مبنای علاقه است ایشان حتا حاضر نبود همین قرار 14 سکه بهار آزادی را به عنوان مهر قبول کند و فقط با اصرار من پذیرفت.
برای حل قضیه و کسب رضایت پدر سه سند تنظیم شد .
1- وکالت ازدواج از طرف مرد به خانم اعم از دائم و موقت با قید چهاده عدد سکه بهار آزادی به عنوان مهریه برای مدت دو سال
2- تعهد مرد جوان به عدم ازدواج با هر شخص (به استثناء مزاوجت با متعهد له یعنی همان خانم ) در مدت اعتبار وکالتنامه
3- رضایت پدر دختر خانم برای ازدواج دخترش با همان مرد جوان
پ.ن
به نظرم صحت و یا عدم صحت بند دو اجتهادی است ضمن اینکه با هیچ مقرره قانونی و یا کتاب و سنت مغایرت داشته باشد


...خاطرات دفترخانه 

۱۵ تیر ۹۸ ، ۱۱:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

تصدیق تشرف به دین اسلام


امروز خانمی مسیحی برای تنظیم سند تشرف به دین اسلام از طرف یکی از دفاتر ازدواج معرفی شده بود این قضیه موجب شد تا تورقی به یکی از نمونه های اسناد بزنم .

معمولِ دفاتر اسناد رسمی این است که برای تنظیم انواع اسناد روتین و عادی از فرم های نمونه استفاده می کنند و یکی از قدیمی ترین تالیفات در این خصوص کتاب نمونه اسناد آقای غلامرضا حجتی اشرفی است که بکرات تجدید چاپ شده و شاید یکی از اسباب اعتبار ان در بین دفاتر اسناد رسمی همین قدمت از طرفی و تعداد کم تالیف در این مورد از سوی دیگر است .
عوامل پیش گفته نوعی مرجعیت و اعتبار خاص به این اثر بخشیده تا جایی که همکاران سردفتر کمتر به خود اجازه می دهند تا به نقد و در صورت لزوم ویرایش و تصحیح فرم های موجود در کتاب که به نظر نگارنده نیاز به اصلاح و نقادی دارد بپردازند .
بنده در گذشته به نمونه هایی از ایرادات این اسناد اشاراتی داشته ام و امروز سندی را که جناب اشرفی با عنوان اقرار در کتاب خود تنظیم نموده اند عینا باز نویسی و مورد نقد قرار می دهم

نوع سند :اقرار 
اینجانب ....فرزند ...دارای شناسنامه ...و....
در کمال صحت نفس و بقای عقل و شعور , صریحا اقرار می نمایم که با آشنایی از معارف و حقایق اسلامی و اصول و فروع دین مبین اسلام (که برایم روشن گردیده) با نهایت میل و رضا و رغبت از پیروی دین / آیین ...دست برداشته و با اظهار و اقرار به شهادتین ثالثه اعلام می نمایم که با شور و شادی فراوان به دین مبین اسلام تشرف حاصل نموده و از این پس متدین به دین مقدس اسلام بوده و هستم و مسلمان می باشم و با اعتقاد راسخ به آن و حکومت حق و عدل قرآن مجید , یک فرد شیعه مذهب اثنی عشری الی الابد بوده و باقی خواهم ماند که انشاء الله خداوند تبارک و تعالی این بنده و همه بندگان خود را به صراط مستقیم هدایت فرماید و از این پس شناسائی ام با نام و نام خانوادگی .....که برای خود انتخاب کرده ام خواهد بود.

ایرادات 
1- نوع سند - عنوان این سند ( اقرار )با ماهیت اقرار متفاوت است اقرار در معنای فقهی و حقوقی عبارت است از اخبار به حقی برای غیر بر ضرر خود ماده 1259 قانون مدنی بر این معنا صراحت دارد .

ضرر به چه کسی ؟ تشرف به اسلام به ضرر کسی که به این دین مشرف می شود ؟ این عنوان (اقرار) وهن به دین است .
توصیه می کنم بجای عبارت اقرار از عبارت تصدیق (این عبارت در ترمینولوژی علم حقوق دکتر لنگرودی در مورد هرگونه سند که به حال دارنده آن برای کاری مفید باشد تعریف شده است ) و یا اظهار به تشرف به دین اسلام استفاده شود .

2- از شرایط لازم برای هر متن حقوقی علی الاعم و سند رسمی علی الاخص پرهیز از زیادگویی و تطویل در کلام است متن حقوقی باید "ما قل و ما دل" باشد

عبارت ..."در کمال صحت نفس و بقای عقل و شعور , صریحا اقرار می نمایم که با آشنایی از معارف و حقایق اسلامی و اصول و فروع دین مبین اسلام (که برایم روشن گردیده) با نهایت میل و رضا و رغبت از پیروی دین / آیین ...دست برداشته" تماما حشو و زاید است احراز اهلیت اشخاص به عهده سردفتر و از وظایف ذاتی او است و نیاز به درج آن در سند رسمی نیست 
همچنانکه قید میل و رضا و رغبت اظهار کننده بی وجه می باشد

3- در متن حقوقی این سند نوشته شده متقاضی و یا همان تصدیق کننده تشرف به دین اسلام , اقرار به شهادتین ثالثه اعلام می نماید در صورتیکه متفق علیه مذاهب اسلامی این است که اظهار شهادتین برای ورود شخص به دین اسلام کفایت می کند و احکام مسلمان بر فرد جاری می گردد شهادت ثلاثه نه ربطی به تشرف به دین اسلام دارد و نه علمای شیعه بیان این شهادت را حتی در اذان و اقامه جایز می دانند الا به قصد عدم ورود یعنی وقتی شخص به ولایت علی ابن ابیطالب شهادت می دهد باید قصد کند که این شهادت جزء اذان و اقامه نیست!

4- تعهد به باقی بودن به دین اسلام و شیعه اثنی عشری و یا هر دین و ایین دیگر با قید الی الابد با اصل حریت انسان و اخلاق باور که مستلزم اتباع از دلیل و برهان در هر مقطع زمانی و شرط عقل است و مورد تایید قران کریم در انتخاب احسن است منافات دارد ضمن اینکه محل و موضع دعا برای بندگان خدا و درخواست هدایت آنها به راه مستقیم نیز مشمول تذکر بند دوم بوده و قید آن در سند رسمی بلا وجه است و حاجت به بیان ندارد.
متن پیشنهادی

تصدیق تشرف به اسلام
حاضر ایندفتر گردید خانم ...با مشخصات مذکور و بعدالحضور ضمن اخبار مبنی بر اینکه از پیروی دین ....منصرف شده با اظهار به شهادتین و تصدیق دین اسلام و مذهب شیعه اثنی عشر نام و نام خانوادگی ... را برای خود انتخاب نمود.


...خاطرات دفترخانه 

۱۵ تیر ۹۸ ، ۱۱:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

اولین روز کاری در سال جدید


 در اولین روز کاری سال جدید اول صبح در دفترخانه حاضر شدم بجز یکی دو تا گواهی امضاء مربوط به مراجعه کننده ای که تو این تعصیلات غیر رسمی گیر ادارات بود کار دیگری نداشتم .
بیشتر وقت را به پنجره رو به خیابان خیره شده بودم هوای گرفته و ابری و گه گاه قطرات باران که به پشت شیشه های پنجره رو به خیابان می خورد جولان گاه خاطرات فراوانی بود که من را به گذشته های دور می برد.


...خاطرات دفترخانه 

۱۵ تیر ۹۸ ، ۱۱:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

فرزانگان بی نام و نشان


دوران رکود و تعطیلی کار دفترخونه هم همیشه مثل روزهای پر ازدحام و شلوغش خاطرات زیادی برام داره ساعت حدود یازده صبح بود و مشغول مطالعه یا کار دیگه ای بودم که به خاطر ندارم .
مرد حدود پنجاه , شصت سال سن داشت یکی دو بار رفت و آمد او از جلوی در اتاقم توجهم رو به خود جلب کرد.
برای یک لحظه چشم هردوی ما با هم تلاقی کرد به آهستگی سلامی داد و به طرف درب خروجی رفت بی اختیار او رو صدا زدم و به داخل اتاق دعوتش کردم بعد از تعارفات معمول خواستم تا اگه کمکی از من بر میاد براش انجام بدم گفت کاری نداشته و فقط می خواسته ببینه به نیروی کار نیاز داریم یا نه که با دیدن خلوتی و سکوت دفتر و کارمندانی که پشت میز های خودشون بی کار نشسته بودند از سوال کردن منصرف شده! 
دعوتش کردم چند دقیقه ای بنشینه و ضمن صرف چای گپ و گفتی داشته باشیم قبول کرد و من برای اینکه سر صحبت رو باز کنم از شغلش سابقش پرسیدم گفت سالها مدیر دفتر یکی از شعب دادگاه بوده و باز نشسته است پرسیدم لابد شرایط سخت مالی دوران بازنشستگی باعث شده تا بعد از سی سال کار مداوم و توان فرسای دادگستری دنبال کار جدیدی باشه در جوابم گفت اینطور نبوده و فقط حوصله تو خونه نشستن و بی کاری رو نداره اون گفت با اینکه حقوق بازنشستگی زیاد نیست اما کفاف مخارج زندگی ساده اش رو می کنه تعریف کرد که دو فرزند دختر و پسر داره که هر دو دانشجوی دانشگاههای دولتی هستند و هزینه چندانی ندارند و با داشتن یه خونه کوچک تو جنوب شهر اجاره نشین نیست و همینطور یه پراید دست دوم داره که سالی یک بار به اتفاق خانواده برای مسافرت به شهرستان میبرن و اینکه همیشه سر پناهی برای زندگی و لباسی برای پوشیدن و غذایی برای خوردن داشته ... به نظرم آمد اگر این مدیر دفتر سابق دادگاه با زد و بند کردن و هزار جور حقه بازی و کلاشی و حرام و حلال کردن سالهای زیادی از زندگی خودش رو تبدیل به ماشین چند میلیاردی و خانه لاکچری و ویلای آنچنانی و کسب وجهه اجتماعی و ... کرده بود احساس خوشبختی بیشتری می کرد یا امروز که نسبت به عالم و آدم بی نیازه و با آرامش و طمانینه از زندگی ساده و بی آلایش خودش لذت می بره ؟! به نظرم برای فرزانگی همین قدر کافی است.


...خاطرات سردفتر

۱۵ تیر ۹۸ ، ۱۱:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

پیرمرد شاد و شنگول


چند روز پیش پیرمردی ریزه پیزه با چهره ای سفید و نورانی وارد اتاق من شد با لبخندی ملیح سلام گرمی کرد تا جایی که فکر کردم حتما با من آشنابی دیرینه ای داره و من فراموش کردم!
اما معلوم شد برای اولین مرتبه است که به دفترخانه آمده خواست وکالتنامه ای قضایی برای او تنظیم کنم تا ازطرف خواهرش حق داشته باشه علیه مستاجر او حکم تخلیه بگیره گفتم مشکلی نیست و خواستم تا مدارکش رو به همکارانم تحویل بده 
خیلی زود کار انجام شد و سند نویس دفتر از من خواست تا برای تایید نهایی سند حاضر بشم وقتی پشت پیشخوان قرار گرفتم با اشاره سند نویس برای احراز هویت به شناسنامه وکیل و موکل با دقت نگاه کردم 
پیرمرد متولد هزار و سیصد و سی و سال تولد موکل که به رغم ادعای پیر مرد همسرش بود هزار و سیصد و شصت و دو !
پیر مرد روحیه خیلی شادی داشت.


...خاطرات دفترخانه

۱۵ تیر ۹۸ ، ۱۱:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

تعهد میدهم دست روی زنم بلند نکنم


تلفن زنگ زد تماس از طرف یکی از مشتریان قدیمی دفتر بود تقاضا داشت به یکی از دوستانش که برای انجام کاری به چند دفترخانه مراجعه کرده اما مشکلش حل نشده بود کمک کنم گفت زندگی زناشویی او با خانمش در خطر است و هرکاری که می توانم برای او انجام بدهم .
ساعتی بعد جوانی با قد و بالای رعنا و حسب ظاهر اهل بادی بیلدینگ و این حرفا در زد و وارد اتاق کارم شد خودش را معرفی کرد و گفت از طرف فلانی آمده بسیار مضطرب به نظر می رسید در همان حیص و بیص گوشی موبایلش به صدا در آمد با حالت التماس با طرف تماس که بعدا معلوم شد همسرش است صحبت می کرد ...چشم خانم ...حتما ...همان طور که خواستی ...
در مورد درخواستش پرسیدم با شرمندگی گفت خوب آقا می دانید بلاخره بین زن و شوهر اختلاف و دعوا پیش میاد من اشتباه کردم می خواهم تعهد بدم که من بعد دست روی همسرم بلند نکنم...
برغم عدم اجابت درخواستش از طرف همکاران درخواست او بلحاظ قوانین و مقررات مشکلی نداشت زیرا مردم حق دارند همه قول و قرارهای خودشان را در قالب اسناد رسمی تنظیم و از تعرض تشکیک و انکار بعدی محفوظ بدارند .
نوشتم :
حاضر این دفتر گردید آقای ....با مشخصات مذکور در فوق و بعد الحضور ضمن اعلام و اظهار پشیمانی متعهد شد من بعد در جهت تشیید مبانی خانواده تمامی تلاش خود را مبذول نموده و از هرگونه رفتار خشونت آمیز نسبت به همسرش جدا خودداری کند.
پس از تنظیم و امضای سند جوان با خشنودی و رضایت دفترخانه را ترک کرد.


....خاطرات دفترخانه

۱۵ تیر ۹۸ ، ۱۱:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی

بخشش مهریه در قبال برملا نکردن روابط جنسی پیش از عقد زن


چوان حدود سی و دو سه سال داشت با سر و وضعی خیلی ساده و بسیار معمولی همانطور ساده و بی تکلف هم حرف می زد اجازه بدهید گفتگوی امروزم با این جوان را تا آنجا که در خاطرم مانده عینا بنویسم :
جوان : همسرم می خواهد مهریه اش را ببخشد 
من : مهریه چقدره
جوان : 360 سکه بهار آزادی
من : تاریخ عقدتان کیه 
چوان : سه ماهی می شه !
من : خوب بهتر نبود ممان زمان عقد مهریه را کمتر می نوشتید ؟
چوان : نمی شد آخه جریان داره چند ماه قبل توافقات مان را تو جلسه بله برون مکتوب کردیم و بعد هم صیغه عقد موقت جاری شد چند ماه دوران نامزدی طول کشید تا بر مبنای همان توافقات عقد دائم خواندیم 
من: خب حالا به چه دلیل به همان قرار و مدار نمی خواهید پای بند باشید و خانم میخاد مهریه اش را ابراء کنه 
جوان : راستش بعد از صیغه موقت بود که متوجه شدم خانمم قبلا با شخص دیگری ارتباط جنسی داشته ....قرار گذاشتیم من موضوع رو برملا نکنم اون هم مهریه اش را ببخشه !
من : خب فکر می کنی اگر این خانم طلبش را به تو ببخشید بعد از این می توانی بی خیال قضیه باشی و همه چی را فراموش کنی ؟ البته این قضیه را هم نمی توان نادیده گرفت که هر انسانی ممکنه که مرتکب اشتباهی بشه و بعد هم از اشتباهش برگرده . اگر واقعا خطایی مرتکب شده و حالا هم از گذشته اش پشیمان شده بهتر نیست تو هم فراموش کنی ؟.
جوان : نه فکر نمی کنم چون بعد از آن قضیه هم چند بار رفتارش را زیر نظر داشتم رفیق بازه جند بار هم دیدم سیکار می کشید اما وقتی راجع سیگار کشیدنش پرسیدم انکار کرد !
من : ای بابا یعنی هنوز زندگی مشترک تان را شروع نکردید ؟
جوان : نه قراره تا یکی دو ماه آینده مراسم داشته باشیم .

راستش همان اول ماجرا وقتی جوان گفت که دو سه ماه بیشتر نیست عقد رسمی کردند می خواستم عذرش را بخواهم اما وقتی دقیقا حرفاش را شنیدم به نظرم رسید برای این جوان که فریب دختری را خورده که از حد اقل صداقت در بیان واقعیت قبل از ازدواج برخوردار نبوده و معنای وفاداری را نمی فهمه و امروز هم مسیرش رو عوض نکرده و معلوم نیست فردا با این اهرمی که در اختیار داره چه بلایی میخاد بر سر این جوان بیاره شاید این کوچک ترین خدمتی باشه که بتوانم انجام بدهم در هر حال تا شنیدن صحبت های همسر این مرد جوان منتظر می مانم.


...خاطرات دفترخانه 

۱۵ تیر ۹۸ ، ۱۱:۰۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
پرویز رضایی